اخبار ایران

میلیاردها هزینه پنهان برای «شهر موشکی یزد»، اما مردم در تنگنا و سایه سپر انسانی

افشای هزینه‌های پنهان «شهر موشکی یزد»، از خالی‌شدن جیب مردم تا تبدیل مناطق مسکونی به سپر انسانی در قلب ایران حکایت دارد.

در سال‌های اخیر، توسعه شبکه‌های موسوم به «شهرهای موشکی» در ایران به یکی از محورهای اصلی راهبرد نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ پروژه‌هایی که به‌گفته منابع رسمی، برای افزایش توان بازدارندگی طراحی شده‌اند، اما هم‌زمان، با انتقادهای گسترده‌ درباره هزینه‌های سنگین و پیامدهای اجتماعی آن همراه بوده‌اند. در این میان، تاسیسات موسوم به «شهر موشکی» در استان یزد، پس از انتشار گزارش‌هایی درباره هدف قرار گرفتن آن، بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سال‌های گذشته، بارها از ایجاد «شهرهای موشکی» در نقاط مختلف ایران خبر داده و آنها را بخشی از «توان دفاعی راهبردی» کشور معرفی کرده است. به‌گفته مقامات، این تاسیسات در عمق زمین و در شبکه‌ای از تونل‌های پیچیده ساخته شده‌اند تا در برابر حملات احتمالی مصون بمانند.

با این حال، جزئیات مربوط به هزینه ساخت، نحوه تامین بودجه و حتی موقعیت دقیق بسیاری از این مراکز هرگز به‌طور شفاف اعلام نشده است. همین نبود شفافیت، زمینه‌ساز افزایش انتقادها شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که بخش قابل توجهی از جامعه، با مشکلات اقتصادی و معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

کارشناسان مستقل بر این باورند که ساخت چنین مجموعه‌هایی با توجه به عمق، پیچیدگی مهندسی و زیرساخت‌های مورد نیاز، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های بسیار کلان است. در حالی که آمار رسمی دقیقی منتشر نشده، بسیاری از تحلیل‌ها تاکید دارند که این منابع می‌توانست در بخش‌هایی مانند بهداشت، آموزش و زیرساخت‌های عمومی هزینه شود.

در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی نیز این انتقادها به‌صورت گسترده مطرح شده است. در یکی از واکنش‌های منتشرشده آمده است: «میلیون‌ها نفر گرسنه‌اند، پول کشور بی‌ارزش است، نه آب هست، نه آینده؛ اما میلیاردها صرف کندن ۵۰۰ متر زیر کوه برای شهر موشکی می‌شود.»

«سعید شمیرانی» فعال سیاسی و فعال مدنی حقوق بشر در آمریکا نیز، در واکنش به شهر موشکی یزد، طی پیامی نوشت: «آنچه از «شهر شیطانی» نمی‌دانستیم، مردمی ثروتمند ولی فقیر نگاه داشته شده. تروریست‌های جنایتکار اسلامی بخوبی میدانستند ولی‌ مردم نه. یکی از بزرگترین نمادهای گسترش فقر مردم ایران، شهر موشکی در اعماق جنوب غربی یزد است. با سیستم مترو برای موشک‌های بالستیک در دل صخره‌های عظیم گرانیتی.

ریل‌های خودکار، تردد کلاهک‌ها و پرتابگرها را بین سالن‌های مونتاژ، انبارها و حدود ۱۰ درب خروجی انفجاری، به عهده دارند. موشک از عمق ۵۰۰ متری، سوار بر ریل‌، به سطح می‌آید. پرتاب می‌شود و قبل از اینکه بمب‌افکن‌ها لانچر را بزنند، به اعماق برمی‌گردد.

پورتال‌های شهر اتوماتیک موشکی فروریخته. تهویه‌ها و تاسیسات سطح زمین تخریب‌شده. اما زیرساخت‌های نامرئی، دست‌نخورده مانده‌. هر موشک‌پرانی، از یک خروجی جداگانه است. هر دروازه‌ای که تخریب شود، ریل در راه‌آهن زیرزمینی به مسیر دیگری تغییر می‌کند. با تخریب هر دروازه، سپاه آن را با خاک و بتن پر می‌کند تا پس از توقف بمباران، مجددا حفاری و بازگشایی کند.

حالا نیمی از زیرساخت گرانترین شهر ایران، نابود شده. ۵۰ درصدش مانده چون هیچ بمبی نمی‌تواند از دل گرانیت (که قبل از پیدایش پستانداران شکل گرفته)، ۵۰۰ متر نفوذ کند. یعنی ۱۲ برابر حداکثر عمق نفوذ سلاح. این جنایت گرانبها، فقط ثروت مادی ایران را نبلعیده و لایه‌های ویرانگرِ دیگری هم دارد.

آب عظیمی که برای احداث شهر موشکی مصرف شده، سال‌ها به دروغ، به کشاورزان یزدی نسبت داده شده و مردم دو استان را مقابل هم قرار داده. خشکیدگی، نابودی سفره‌های آب زیرزمینی و فرونشست زمین، بخشی از هزینه‌هایی است که شهر شیطانی، به ایران تحمیل کرده تا به تدریج، اصفهان را غیر قابل سکونت کند.

متخصصین محیط زیست در دهه ۹۰، فروپاشی اکوسیستم، تخریب زیستگاه و بوم‌کُشی را دریافتند. آنها از طریق دوربین‌های استتار شده تله‌ای که برای پایش حیات وحش، سرشماری گونه‌ها و حفاظت از مناطق طبیعی بکار می‌رود، همه چیز را دیدند و به طور گسترده بازداشت، شکنجه و به جاسوسی متهم شدند. «کاووس سیدامامی» هم جانش را از دست داد.»

این نوع واکنش‌ها بازتاب‌دهنده نارضایتی بخشی از جامعه نسبت به اولویت‌بندی منابع ملی است؛ جایی که امنیت نظامی در برابر رفاه عمومی قرار گرفته است.

در روزهای گذشته، گزارش‌هایی درباره هدف قرار گرفتن این تاسیسات در نزدیکی یزد منتشر شده است. برخی رسانه‌ها از وقوع انفجار در مناطق کوهستانی اطراف این شهر خبر داده‌اند، هرچند مقام‌های رسمی، جزئیات محدودی ارائه کرده‌اند و تایید مستقلی از سوی نهادهای بین‌المللی منتشر نشده است.

با این حال، همین گزارش‌ها کافی بوده تا نگرانی‌ها درباره محل استقرار چنین تاسیساتی افزایش یابد، به‌ویژه در مواردی که این مراکز در نزدیکی مناطق مسکونی یا شهری قرار دارند.

یکی از جدی‌ترین انتقادهایی که در این زمینه مطرح می‌شود، موضوع استفاده غیرمستقیم از شهروندان به‌عنوان «سپر انسانی» است. منتقدان می‌گویند استقرار زیرساخت‌های نظامی در نزدیکی مناطق شهری، در صورت بروز درگیری، جان غیرنظامیان را به‌طور مستقیم در معرض خطر قرار می‌دهد.

در همین زمینه، یکی از تحلیل‌ها تاکید می‌کند: «وقتی تاسیسات نظامی در کنار شهرها ساخته می‌شود، در واقع مردم عادی در خط مقدم خطر قرار می‌گیرند، بدون آنکه انتخابی داشته باشند.»

این نگرانی‌ها به‌ویژه در شرایطی افزایش یافته که تنش‌های منطقه‌ای بالا رفته و احتمال هدف قرار گرفتن چنین مراکزی بیش از گذشته مطرح می‌شود.

پروژه‌هایی مانند «شهر موشکی یزد»، اکنون به نمادی از یک پرسش اساسی تبدیل شده‌اند: آیا اولویت‌های کلان کشور به‌درستی تعریف شده‌اند؟

در حالی که مقام‌های رسمی بر ضرورت تقویت توان دفاعی تاکید دارند، منتقدان می‌گویند امنیت واقعی، تنها در سایه رفاه، رضایت و امنیت اجتماعی شهروندان معنا پیدا می‌کند. نبود شفافیت در هزینه‌ها، افزایش فشار اقتصادی بر مردم و خطرات بالقوه برای مناطق مسکونی، همگی این پرسش را پررنگ‌تر کرده‌اند.

آنچه امروز در یزد و دیگر نقاط ایران مطرح است، صرفا یک تاسیسات نظامی نیست؛ بلکه نمادی از شکاف میان سیاست‌گذاری‌های کلان و نیازهای روزمره مردمی است که انتظار دارند منابع کشور، پیش از هر چیز، در خدمت زندگی و آینده آنان قرار گیرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا