خشم الهی در پنتاگون؛ وقتی دعا به میدان جنگ وارد میشود

اظهارات «پیت هگست» وزیر جنگ ایالات متحده درباره مراسم دعا، حاکی از نقش ایمان در ساختار تصمیمگیریهای بزرگ میباشد.
در فضایی که تنشهای نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران وارد مرحلهای حساس شده، اظهارات اخیر پیت هگست وزیر دفاع آمریکا، توجه گستردهای را به نقش باورهای دینی در ساختار تصمیمگیری نظامی جلب کرده است. او در مراسم دعای ماهانه پنتاگون، سخنانی بیان کرد که بازتابی فراتر از یک نیایش معمولی داشت و به سرعت به موضوعی بحثبرانگیز در رسانهها و محافل سیاسی تبدیل شد.
این مراسم که با حضور نیروهای نظامی و بهصورت زنده پخش میشد، نخستین گردهمایی دعای رسمی از زمان آغاز درگیریهای اخیر به شمار میرفت. هگست در این مراسم با اشاره به حضور گسترده نیروهای آمریکایی در مناطق درگیری، بر اهمیت دعا در شرایط بحرانی تاکید کرد و آن را «بیش از هر زمان دیگری شایسته و ضروری» خواند.
او در بخشی از این مراسم، به قرائت بخشهایی از مزامیر داوود پرداخت و همچنین دعایی را که پیشتر در یک عملیات نظامی خوانده شده بود، بازگو کرد. در این دعا آمده است: «با خشم خود، شریران را هلاک کن. خشم خود را بر کسانی که نقشههای باطل میکشند فروریز و آنان را همچون کاه در برابر باد پراکنده ساز.»
در ادامه این نیایش، درخواستهایی نیز مطرح شد که رنگ و بویی نظامیتر داشت: «هر گلوله، هدف خود را در برابر دشمنان عدالت بیابد و شریران به لعنت ابدی سپرده شوند.»
اظهارات وزیر دفاع آمریکا، بهویژه با توجه به جایگاه حساس او، بحثهایی جدی درباره مرز میان باورهای شخصی و سیاستهای رسمی نظامی به راه انداخته است. در حالی که دعا و باورهای دینی در میان بسیاری از نیروهای نظامی امری رایج است، استفاده از ادبیات تهاجمی مذهبی در سطح رهبری، برای برخی نگرانکننده تلقی شده است.
کارشناسان حوزه دین و سیاست معتقدند که چنین رویکردی میتواند به شکلگیری نوعی تقابل ایدئولوژیک دامن بزند؛ تقابلی که نه صرفا بر اساس منافع سیاسی، بلکه با تکیه بر برداشتهای دینی تعریف میشود. این مسئله بهویژه در شرایطی حساستر میشود که طرف مقابل نیز از ادبیات مذهبی و آخرالزمانی در گفتمان رسمی خود استفاده میکند.
پس از انتشار این سخنان، شبکههای اجتماعی بهسرعت مملو از واکنشها شد. برخی کاربران، لحن هگست را با گفتمانهای مذهبی تندرو در خاورمیانه مقایسه کردند و نسبت به پیامدهای چنین ادبیاتی هشدار دادند. به باور منتقدان، این نوع بیان میتواند به تشدید فضای «جنگ مقدس» دامن بزند و مسیر دیپلماسی را دشوارتر کند.
در همین حال، برخی تحلیلگران نیز به این نکته اشاره کردهاند که استفاده از زبان دینی در سیاست خارجی آمریکا، سابقهای طولانی دارد. از دوران ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش تا امروز، گاه شاهد پیوندهایی میان ایمان شخصی رهبران و تصمیمات کلان سیاسی بودهایم. با این حال، شدت و صراحت لحن اخیر، آن را به موردی متفاوت تبدیل کرده است.
هگست پیشتر نیز در گفتوگویی رسانهای، به ماهیت ایدئولوژیک این درگیری اشاره کرده و گفته بود: «بدیهی است که ما با متعصبان مذهبی میجنگیم که برای رسیدن به یک آخرالزمان دینی، به دنبال توانایی هستهای هستند.»
این سخنان از نگاه برخی ناظران، نشاندهنده چارچوبی فکری است که در آن، جنگ نه فقط یک تقابل ژئوپلیتیک، بلکه رویارویی میان جهانبینیها تلقی میشود. چنین برداشتی میتواند پیامدهای عمیقی برای نحوه مدیریت بحران و آینده روابط بینالمللی داشته باشد.
در حالی که دعا برای بسیاری از افراد، منبعی از آرامش و امید در شرایط دشوار است، طرح آن در سطح سیاستگذاری نظامی، پرسشهایی جدی را درباره کارکرد و حدود آن ایجاد کرده است. آیا ایمان میتواند نه تنها به عنوان نیرویی برای صلح عمل کند، بلکه آیا در شرایطی خاص به ابزاری برای توجیه خشونت تبدیل میشود؟
پاسخ به این پرسش، شاید بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است؛ زمانی که جهان با بحرانهایی روبهروست که مرز میان باور، سیاست و قدرت را بیش از پیش به چالش کشیده است.




