افشای قتل «صالحه اکبری»، روایت تکاندهنده از شلیک مستقیم و سرکوب خونین در ایران

قتل «صالحه اکبری» در منزل شخصیاش با گلوله نیروهای سرکوب، افشای حقیقتیست که بهدلیل فشار بر خانواده دیر رسانهای شد.
در ادامه افشاگریها درباره سرکوب خشونتبار اعتراضات مردمی در ایران، جزئیات تازهای از کشته شدن «صالحه اکبری» منتشر شده که ابعاد تکاندهندهای از رفتار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را آشکار میکند؛ روایتی که به گفته منابع مطلع، بهدلیل فشارهای شدید امنیتی بر خانواده قربانی، تا مدتها پنهان مانده بود و اکنون بهتازگی به بیرون درز کرده است.
بر اساس این گزارش، صالحه اکبری اهل اراک، تکنسین اتاق عمل و از ورزشکاران و کوهنوردان فعال، پس از ازدواج با «احمد خدایی» کوهنورد سابق، به همراه همسر و دختر هشتسالهاش در اردبیل زندگی میکرد. این زوج در جریان خیزشهای سراسری دیماه که در پاسخ به فراخوانهای اعتراضی شکل گرفت، در اعتراضات مردمی اردبیل حضور داشتند.
منابع آگاه میگویند این دو، به دلیل مهارت در امدادرسانی، در روزهای اعتراض به یاری مجروحان شتافتند؛ اقدامی انسانی که اما به قیمت جان یکی از آنها تمام شد. به گفته همین منابع، نیروهای امنیتی پس از شناسایی این زوج، در تاریخ ۲۲ دیماه به منزل آنها یورش بردند.
در روایت این منبع آمده است: «ماموران امنیتی پس از حمله به خانه آنها، احمد خدایی را مورد ضرب و شتم قرار دادند، دست و پای او را بستند و قصد داشتند او را با خود ببرند که در آن هنگام، صالحه همسر احمد خدایی برای دفاع از همسرش در مقابل ماموران امنیتی ایستاد، تبر کوچک کوهنوردی تنها وسیله دفاعی دم دستی که داشت را برداشت و با آن، ماموران را تهدید کرد که همسرش را رها کنند و دست و پایش را باز کنند، اما ماموران امنیتی در پاسخ، با اسلحه جنگی به سینه صالحه شلیک کردند و او همان دم جان باخت.»
این تنها بخش از ماجرا نیست. آنچه این روایت را به یکی از تلخترین نمونههای نقض حقوق بشر در ماههای اخیر تبدیل میکند، ادامه رفتار نیروهای امنیتی پس از این قتل است. این منبع مطلع در ادامه میگوید: «ماموران امنیتی در مقابل چشمان دختر هشت ساله احمد، همراه با پیکر غرق در خون صالحه، او را دست بسته با خود بردند و دختر هشت ساله را تنها و گریان در خانه رها کردند. احمد تا مدتی پیش در زندان بود تا اینکه بعد از مدتها، با وثیقه سنگین از زندان آزاد شد. در طول مدتی که احمد خدایی در زندان محبوس بود، ماموران امنیتی پیکر صالحه را به خانواده او در اراک تحویل دادند و آنها را وادار کردند که پیکر دخترشان را بدون نام و نشان و با یک شماره قبر در آرامستان اراک به خاک بسپارند.»
انتشار این روایت، بار دیگر توجهها را به شیوههای سرکوب در ایران طی ماههای اخیر جلب کرده است؛ دورانی که گزارشهای متعددی از استفاده از خشونت مرگبار علیه معترضان، بازداشتهای گسترده، فشار بر خانوادهها و تلاش برای پنهانسازی حقیقت منتشر شده است.
ناظران حقوق بشر بارها هشدار دادهاند که حکومت ایران نهتنها در برخورد با معترضان از خشونت بیسابقه استفاده کرده، بلکه با تهدید و ارعاب خانواده قربانیان، تلاش کرده تا مانع انتشار واقعیتها شود. در بسیاری از موارد، خانوادهها مجبور به سکوت شده یا تحت فشار قرار گرفتهاند تا مراسم خاکسپاری را بدون اطلاعرسانی عمومی برگزار کنند.
در این میان، روایتهایی مانند آنچه درباره صالحه اکبری منتشر شده، نشان میدهد که چگونه حتی اقدامات انساندوستانه مانند امدادرسانی به مجروحان نیز، از نگاه نیروهای امنیتی مصون نبوده و میتواند به برخوردی مرگبار منجر شود.
افشای دیرهنگام این خبر، خود نشانهای از فضای سنگین امنیتی حاکم بر جامعه است؛ فضایی که در آن، حقیقت گاهی تنها پس از گذشت زمان و کاهش نسبی فشارها مجال انتشار پیدا میکند. با این حال، انتشار چنین روایتهایی، تصویری روشنتر از آنچه در جریان اعتراضات بر شهروندان ایرانی گذشته ارائه میدهد؛ تصویری که همچنان با پرسشهای جدی درباره پاسخگویی و عدالت همراه است.




