روایت دلخراش شجاعت «سودا اکرمیفرد» و تحول معنوی مادر وی پس از فاجعه

در سایه شلیک مستقیم به معترضان در کرج، مادر «سودا اکرمیفرد» از شجاعت دخترش و روی آوردن خود به مسیحیت سخن میگوید؛ افشای دیرهنگام این اخبار، نشاندهنده فضای شدید امنیتی در ایران است.
در جدیدترین گزارشها از سرکوب اعتراضات در ایران، جزئیات تازهای از کشته شدن نوجوان ۱۶ ساله «سودا اکرمیفرد» منتشر شده است که بیانگر شدت خشونت نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی است و همزمان تجربهای روحانی و تحولآفرین را برای مادر او رقم زده است.
به گفته «سمیرا» مادر سودا، در شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، هزاران نفر در خیابانهای کرج برای اعتراضات حاضر شده بودند؛ همان روزی که نیروهای امنیتی دستور شلیک مستقیم به معترضان را دریافت کرده بودند. سمیرا و دخترش با اطلاع از خطرات، تلفنهای خود را در خانه گذاشتند و به جمع معترضان پیوستند.
مادر سودا در گفتوگو با شبکه خبری CBN News توضیح داد: «او فوقالعاده شجاع بود. تا آخرین نفس شعار داد و خودش را به جلوی جمعیت رساند و رو در روی مردان مسلح ایستاد.» گلوله مستقیم به قلب سودا برخورد کرد و او در دم جان باخت.
این خانواده پیشتر نیز در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» که پس از مرگ مهسا امینی شکل گرفت شرکت کرده بودند؛ در آن زمان سودا تنها ۱۳ سال داشت. مادرش میگوید: «سودا میگفت اگر برای من اتفاقی افتاد، در روز آزادی ایران به یادم باشید.»
سودا همواره باور داشت که باید نماینده جانباختگان در خیابان باشد و پیام خود را چنین منتقل میکرد: «برای میهن، برای آزادی و برای شاهزاده رضا پهلوی به خیابان بیایید.»
هفتهها پس از این فاجعه، سمیرا ایران را ترک کرد و در شمال عراق سکنی گزید. در این دوران، تجربهای معنوی را پشت سر گذاشت که خود آن را «غیرمنتظره» توصیف میکند.
او درباره گرایش خود به مسیحیت توضیح داد: «من در کودکی مسلمان معتقدی نبودم و با اسلام شیعه ارتباط برقرار نمیکردم، اما همیشه درباره عیسی مسیح کنجکاو بودم. از طریق ویدیوهای اینستاگرام چیزهایی درباره او شنیده بودم، اما هرگز فکر نمیکردم روزی با او چنین مواجههای داشته باشم.»
سمیرا در یک کلیسای خانگی در شمال عراق تعمید گرفت و درباره این تصمیم گفت: «از وقتی با مسیح آشنا شدم، برکات بسیاری به زندگیام وارد شده و به آرامش عمیقی رسیدهام. امروز، با وجود تمام سختیهایی که تحمل میکنم، به خاطر حضور مسیح در زندگیام، آرامشی عمیق و وصفناپذیری را احساس میکنم.»
به گفته ناظران، اخبار مربوط به کشته شدن بسیاری از معترضان در ایران یا با تاخیر منتشر میشود و یا اصلا افشا نمیشود، که این وضعیت نشاندهنده شدت وضعیت امنیتی در کشور است. خانوادهها تحت فشارهای سنگین امنیتی مجبور به سکوت میشوند و این امر باعث میشود حقایق انسانی و شهادت مردم قربانی در بسیاری از موارد مخفی بماند.
سمیرا همچنین از رهبران جهانی خواست که برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی اقدام کنند و حکومت ایران را «غده سرطانی» خواند. او تاکید کرد: «جوانان بسیاری را از دست دادهایم و هنوز هم شاهد اعدام آنها هستیم.»
مادر سودا اعلام کرده تا زمان آزادی ایران و به ثمر نشستن فداکاری دخترش، به روشنگری و مبارزه ادامه خواهد داد. روایت او نه تنها تصویری دردناک از وضعیت ایران ارائه میدهد، بلکه نشاندهنده قدرت ایمان و امید در میانه رنج و فقدان است.




