ادیان و مذاهب

بناها را می‌توان مرمت کرد، اما احیای یک جامعه مهاجرت‌کرده بسیار دشوارتر است

کلیسای تاریخی «هوانس» مراغه پس از سال‌ها مرمت و با صرف بیش از ۱۰۰ میلیارد ریال بازسازی شد، اما پشت خبر احیای این بنای مسیحی، واقعیتی تلخ‌تر قرار دارد: کلیسایی که روزگاری محل عبادت و زندگی جامعه ارمنی شهر بود، امروز در شهری ایستاده که تقریبا دیگر مسیحی‌ای در آن باقی نمانده و میراث یک جامعه کهن، بیش از آنکه در خدمت زندگی دینی باشد، به یادگاری از گذشته تبدیل شده است.

پس از چندین سال عملیات مرمتی، روند بازسازی کلیسای تاریخی هوانس در مراغه به پایان رسیده است؛ بنایی که از مهم‌ترین نشانه‌های حضور تاریخی ارامنه در این شهر و از آثار قابل توجه مسیحی در آذربایجان ایران به شمار می‌رود.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، برای مرمت و ساماندهی این مجموعه، بیش از ۱۰۰ میلیارد ریال هزینه شده است. این پروژه از سال ۱۳۹۶ در چند مرحله دنبال شده و بخش‌هایی از بنا، محوطه و تاسیسات آن مورد مرمت و ساماندهی قرار گرفته است.

کلیسای هوانس در فهرست آثار ملی ایران نیز ثبت شده و از نظر معماری، تاریخ مسیحیت در منطقه و سابقه حضور ارامنه در مراغه اهمیت ویژه‌ای دارد. منابع موجود درباره پیشینه این مکان روایت‌های متفاوتی دارند؛ برخی منابع فارسی قدمت ریشه‌های آن را به سده‌های پنجم و ششم میلادی نسبت می‌دهند، در حالی که منابع تاریخی دیگر از کلیسایی متعلق به سده شانزدهم سخن گفته‌اند و ساختمان کنونی نیز به سال ۱۸۴۰ میلادی نسبت داده شده است.

به همین دلیل، اهمیت هوانس تنها به قدمت یک ساختمان محدود نمی‌شود. این کلیسا بخشی از تاریخ چندصدساله جامعه ارمنی ایران است؛ جامعه‌ای که در طول قرن‌ها در شهرهایی مانند مراغه، تبریز، خوی، سلماس و اصفهان حضور داشته و در شکل‌گیری فرهنگ، آموزش، تجارت و حیات اجتماعی ایران نقش داشته است.

ساختمان هوانس تنها یک فضای عبادت ساده نیست. این مجموعه تاریخی از بخش‌هایی برای عبادت، مدرسه و اقامت اسقف تشکیل شده و معماری آن ویژگی‌هایی دارد که آن را از بسیاری از بناهای مذهبی منطقه متمایز می‌کند.

ورودی بنا در زیر یک طاق گنبدی قرار گرفته و گنبد رک هرمی‌شکل و ناقوس کلیسا در همین بخش قرار دارند. فضای عبادت نیز در بخش شرقی بنا واقع شده و شامل سه طاق‌نما با قوس‌های جناغی است. طاق‌نمای میانی بزرگ‌تر است و پنجره‌هایی با شیشه‌های رنگی دارد.

این جزئیات معماری زمانی معنا و کارکرد واقعی خود را پیدا می‌کنند که بدانیم کلیسا فقط یک اثر ساختمانی نبوده، بلکه بخشی از زندگی یک جامعه مسیحی بوده است. مدرسه، عبادتگاه و محل اقامت روحانی در کنار یکدیگر قرار داشته‌اند و کلیسا عملا یکی از محورهای حیات اجتماعی و دینی ارامنه مراغه بوده است. امروز اما این کارکرد اجتماعی تقریبا از میان رفته است.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان هوانس، نه خود ساختمان، بلکه جامعه‌ای است که دیگر در اطراف آن حضور ندارد.

یک گزارش منتشرشده در سال ۲۰۱۲ در رسانه ارمنی Hetq درباره مرمت کلیسای هوانس نوشته بودکه مراغه زمانی منطقه‌ای با جمعیت قابل توجه ارمنی بود. بر اساس این گزارش، در دهه ۱۹۶۰حدود ۶۰ خانواده ارمنی در شهر زندگی می‌کردند و یک مدرسه ارمنی نیز در مراغه فعال بود؛ اما در زمان انتشار آن گزارش، دیگر ارمنی‌ای در شهر باقی نمانده و بیشتر آنان به تبریز مهاجرت کرده بودند. 

این واقعیت، خبر مرمت کلیسا را دو وجهی می‌کند. از یک سو، حفظ و بازسازی یک بنای تاریخی مسیحی اتفاقی مثبت است و می‌تواند نشانه‌ای از اهمیت میراث ارمنی در تاریخ ایران باشد. اما از سوی دیگر، وقتی کلیسایی که زمانی محل عبادت و آموزش یک جامعه زنده بوده، امروز بدون جامعه محلی مسیحی باقی مانده است، مرمت آن نمی‌تواند به تنهایی به معنای حفظ میراث آن جامعه باشد.

ساختمان باقی مانده است، اما جامعه‌ای که این ساختمان برای آن ساخته شده بود، دیگر در آن شهر حضور ندارد. اکنون هوانس بیش از آنکه محل برگزاری منظم آیین‌های مسیحی باشد، به یک اثر تاریخی و جاذبه گردشگری تبدیل شده است.

این تغییر کارکرد، سرنوشت بسیاری از کلیساهای تاریخی در مناطقی از ایران است که در دهه‌های گذشته با کاهش جمعیت ارمنی مواجه شده‌اند. کلیساها، مدارس، قبرستان‌ها و دیگر نشانه‌های زندگی ارامنه، همچنان در بخشی از شهرها باقی مانده‌اند، اما جامعه‌ای که به آنها معنا می‌داد، کوچک‌تر شده یا به شهرهای دیگر و حتی خارج از ایران مهاجرت کرده است.

یک گزارش ارمنی درباره مرمت هوانس در سال ۲۰۱۲ نیز به همین تناقض اشاره می‌کرد: «دولت ایران برای حفظ یک کلیسای تاریخی هزینه می‌کرد، در حالی که دیگر ارمنی‌ای در مراغه باقی نمانده بود.»

این وضعیت پرسشی مهم ایجاد می‌کند: آیا حفاظت از یک بنای مذهبی بدون حفاظت از جامعه‌ای که آن را زنده نگه می‌داشت، کافی است؟

خروج ارامنه از مراغه را نمی‌توان به یک عامل واحد نسبت داد. پژوهش‌های تاریخی درباره مهاجرت ارامنه ایران نشان می‌دهد که این روند ریشه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داشته و در دوره‌های گوناگون شدت گرفته است.

یک پژوهش منتشرشده در کتابخانه دیجیتال دانشگاهی ارمنستان، مهاجرت ارامنه ایران در نیمه دوم قرن بیستم را یک تحول مهم سیاسی و اجتماعی برای جامعه ارمنی و ارمنستان توصیف می‌کند و به شرایط پیچیده سیاسی و اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم و در دهه ۱۹۶۰ اشاره دارد.

مطالعات دیگری نیز عوامل مهاجرت را گسترده‌تر می‌دانند؛ از انقلاب ۱۹۷۹ و جنگ ایران و عراق گرفته تا شرایط اقتصادی، تحریم‌ها و محدودیت‌های اجتماعی. بر اساس یک پژوهش درباره جامعه ارمنی ایران که در منابع سازمان ملل نیز نمایه شده، جمعیت ارامنه ایران در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بسیار بیشتر از امروز بود و پس از انقلاب اسلامی، موج دیگری از مهاجرت شکل گرفت.

در نتیجه، خالی شدن مراغه از ارامنه را نباید صرفا به یک تصمیم فردی یا مهاجرت اقتصادی ساده تقلیل داد. این اتفاق بخشی از روند بزرگ‌تر کوچک‌شدن و جابه‌جایی برخی جوامع تاریخی ارمنی در ایران است.

کلیسای هوانس اکنون مرمت شده است؛ دیوارها، سقف و بخش‌های تاریخی آن حفظ شده‌اند و بنا می‌تواند دوباره در نقشه گردشگری منطقه جایگاهی مهم پیدا کند، اما میراث فرهنگی فقط آجر، سنگ، گنبد و پنجره نیست.

میراث یک جامعه، زبان آن، آیین‌هایش، مدارسش، خانواده‌هایش، خاطراتش و نسلی است که این عناصر را به نسل بعد منتقل می‌کند. وقتی یک جامعه از شهری خارج می‌شود، حفاظت از ساختمان‌های باقی‌مانده اگرچه ضروری است، اما تنها بخشی از داستان را حفظ می‌کند.

در مورد هوانس، این تضاد به شکلی نمادین دیده می‌شود: یک کلیسای مسیحی با بودجه قابل توجه عمومی مرمت می‌شود، اما جامعه‌ای که زمانی در آن عبادت می‌کرد، مدرسه داشت و در همان شهر زندگی می‌کرد، تقریبا از صحنه اجتماعی مراغه حذف شده است همانند کلیسای پطرس در خیابان «سی‌تیر» در تهران.

این تناقض، پرسش بزرگ‌تری درباره سیاست حفظ میراث اقلیت‌های دینی در ایران ایجاد می‌کند. حفظ آثار تاریخی زمانی کامل‌تر خواهد بود که در کنار ساختمان‌ها، امکان حضور، فعالیت و تداوم جوامع تاریخی نیز فراهم باشد.

کلیسای هوانس را می‌توان نمونه‌ای از یک واقعیت بزرگ‌تر دانست: ایران تنها دارای آثار باستانی پیش از اسلام نیست؛ کلیساها، صومعه‌ها و دیگر بناهای مسیحی نیز بخشی از تاریخ این سرزمین‌اند.

حتی نهادهای رسمی ارمنستان نیز هوانس مراغه را در فهرست بناهای متعلق به حوزه خلیفه‌گری ارامنه آذربایجان ثبت کرده‌اند. بنابراین مرمت هوانس را باید اتفاقی مثبت برای حفظ میراث مسیحی ایران دانست. اما ارزش واقعی این اقدام زمانی بیشتر خواهد شد که چنین حفاظت‌هایی تنها به بازسازی دیوارهای یک بنای تاریخی محدود نشود و مسئله تداوم حیات فرهنگی و دینی جوامع مسیحی ایران نیز مورد توجه قرار گیرد.

امروز هوانس ایستاده است، اما صدای ناقوس آن دیگر بخشی عادی از زندگی روزمره جامعه ارمنی مراغه نیست. شاید همین تصویر، گویاترین روایت از سرنوشت بخشی از میراث مسیحی ایران باشد: «بناها را می‌توان مرمت کرد، اما احیای یک جامعه مهاجرت‌کرده، بسیار دشوارتر است.»

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
محافظت‌شده توسط
Shield Security