اخبار ایران

حسن شریعتمداری: قیام بعدی مردم ممکن است مهارشدنی نباشد

جمهوری اسلامی هم‌زمان با تشدید فشار اقتصادی آمریکا، محاصره دریایی و اختلاف بر سر ادامه جنگ، با بحران عمیق‌تری در درون ساختار قدرت روبه‌رو شده است. حسن شریعتمداری فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل ایران، معتقد است ادامه شرایط موجود می‌تواند به قیامی تازه و حتی گسترده‌تر از اعتراضات دی ۱۴۰۴ منجر شود. در همین حال، هشدار کم‌سابقه محمدباقر قالیباف درباره خطر گرسنگی مردم، تاکید مسعود پزشکیان بر ضرورت تفاهم با آمریکا و اعلام راهبرد تازه واشینگتن، تصویری از فشارهای فزاینده بر تهران ارائه می‌دهد.

در شرایطی که ایران با پیامدهای جنگ، تحریم‌های گسترده و محدودیت‌های تجاری دست‌وپنجه نرم می‌کند، واشینگتن مرحله تازه‌ای از فشار اقتصادی را آغاز کرده است.

اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا، در مقاله‌ای که در فایننشال‌تایمز منتشر کرد، این مرحله را «روز دی اقتصادی» نامید و گفت هدف آن قطع مسیرهای مالی و اقتصادی جمهوری اسلامی و منزوی کردن کامل تهران است. او هشدار داده کشورها و شرکت‌هایی که به ادامه تجارت با ایران کمک کنند نیز ممکن است با پیامدهای سنگین روبه‌رو شوند.

این وضعیت در حالی شکل گرفته که ارزش ریال نیز به پایین‌ترین سطوح خود رسیده است. طبق گزارش آسوشیتدپرس، در روز دوشنبه ۲۴ اوت، نرخ ریال در بازار غیررسمی به حدود ۲.۰۲ میلیون ریال در برابر یک دلار سقوط کرد؛ هم‌زمان انتظار برای اعلام تحریم‌های جدید آمریکا بر فشار اقتصادی افزوده است.

در داخل ایران نیز نشانه‌هایی از نگرانی درباره پیامدهای اقتصادی جنگ و تحریم دیده می‌شود. محمدباقر قالیباف رئیس مجلس، در نشست فعالان اقتصادی ایران و عراق در بغداد، درباره ارتباط مستقیم میان اقتصاد و امنیت هشدار داد و گفت: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم، ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم.» قالیباف همچنین تاکید کرد: «امنیت و اقتصاد دو بال یکدیگر هستند.»

این سخنان به‌سرعت مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت و برخی آنها را نشانه نگرانی درون ساختار جمهوری اسلامی از تاثیر فشار اقتصادی بر ثبات سیاسی حکومت دانستند. مرکز رسانه‌ای مجلس بعدا اعلام کرد که بخش‌هایی از سخنان رئیس مجلس «تقطیع و تحریف» شده است و متن کامل سخنان او را منتشر کرد.

با این حال، حتی در نسخه کامل سخنان نیز قالیباف بر این نکته تاکید کرده بود که قدرت نظامی بدون پشتوانه اقتصادی نمی‌تواند بقای کشور را تضمین کند. هم‌زمان، مسعود پزشکیان نیز در برابر مخالفان تفاهم‌نامه ایران و آمریکا موضع گرفت؛ موضعی که نشان می‌دهد اختلاف بر سر مسیر آینده جمهوری اسلامی تنها به بیرون از ساختار قدرت محدود نیست.

رئیس‌جمهوری ایران گفت این تفاهم‌نامه نتیجه «اجماع کارشناسی همه کسانی بود که دستی بر آتش داشتند» و تاکید کرد تصمیم درباره آن، پس از بحث‌ها و گفت‌وگوهای طولانی اتخاذ شده است.

پزشکیان در انتقاد از مخالفان توافق گفت: «تکذیب می‌کنند چون بیان قضیه را نمی‌دانند یا دستی بر آتش ندارند.» او سپس با استفاده از تعبیری قرآنی افزود: «کسانی که نمی‌خواهند تعقل کنند، هرچه به آنان بگویی نمی‌شنوند.» پزشکیان همچنین شرایط کنونی کشور را یک «جنگ تمام‌عیار اقتصادی، نظامی و امنیتی» توصیف کرده است.

این اظهارات در کنار سخنان قالیباف نشان می‌دهد که در بخشی از ساختار رسمی جمهوری اسلامی، فشار اقتصادی و ادامه جنگ به مسئله‌ای مرتبط با بقای نظام تبدیل شده است.

حسن شریعتمداری فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل ایران، در گفت‌وگو با یورونیوز، بحران کنونی را تنها نتیجه اختلاف میان دولت و نیروهای نظامی نمی‌داند و معتقد است بخشی از سپاه ممکن است ادامه جنگ را برای حفظ موقعیت خود ضروری ببیند.

او در تحلیل خود از وضعیت پس از کشته‌شدن علی خامنه‌ای، معتقد است گروه‌هایی در ساختار قدرت برای جلوگیری از ایجاد خلا رهبری، نام مجتبی خامنه‌ای را در مرکز ساختار جدید قرار داده‌اند.

شریعتمداری می‌گوید: «به نظر من اصرار بر رهبری مجتبی خامنه‌ای بیشتر یک کارکرد سمبلیک برای جلوگیری از خلا وجود رهبری است و الان هم شایعه اینکه مرگ او را اعلام خواهند کرد، بسیار قوی است.»

او اضافه می‌کند که مسئله وضعیت مجتبی خامنه‌ای به بخشی از رقابت بر سر آینده ساختار رهبری تبدیل شده است.

با این حال، درباره وضعیت واقعی مجتبی خامنه‌ای روایت‌های متناقضی منتشر شده است. در ماه‌های گذشته مقام‌های جمهوری اسلامی از زنده ماندن او در حمله نهم اسفند سخن گفته‌اند و برخی مقام‌های رسمی حتی مدعی شده‌اند که او تنها جراحات سطحی داشته است. در عین حال، غیبت طولانی او از انظار عمومی و نبود تصاویر یا حضور عمومی قابل تایید، به گمانه‌زنی‌ها ادامه داده است.

از این رو، ادعای مرگ یا زنده بودن او همچنان باید در چارچوب گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌های تاییدنشده بررسی شود.

شریعتمداری در ادامه، اختلافات درون سپاه را یکی از عوامل مهم در پیچیده شدن روند مذاکرات می‌داند. او می‌گوید: «تا کنون جناح دیگری در سپاه، به جز این‌ها که در میدان هستند و بازی را به هم می‌زنند، دیده نشده.»

به باور او، بخشی از نیروهای جوان‌تر سپاه ممکن است از این نگرانی داشته باشند که پایان جنگ و عادی شدن شرایط، جایگاه ویژه این نهاد را در ساختار سیاسی و امنیتی کشور تضعیف کند.

شریعتمداری این نگرانی را به تجربه گروه‌های مسلح در برخی کشورهای منطقه مرتبط می‌کند و می‌گوید: «نیروهایی در سپاه ممکن است بیم داشته باشند که پس از پایان جنگ، سرنوشت مشابهی در انتظار آنها باشد.» در چنین چارچوبی، اختلاف اصلی فقط بر سر «جنگ یا صلح» نیست؛ بلکه مسئله این است که پایان جنگ چه تغییری در توازن قدرت داخل جمهوری اسلامی ایجاد خواهد کرد.

شریعتمداری معتقد است تهران هم‌زمان چند سناریو را در نظر دارد؛ از ادامه مذاکره با واشینگتن گرفته تا اقدام نظامی برای شکستن محاصره. او می‌گوید: «شکستن محاصره تنگه هرمز و یا کنار آمدن با آمریکا، هر دو سناریوهایی است که در نظر حکومت ایران هست.»

به اعتقاد او، جمهوری اسلامی از یک سو نمی‌خواهد هزینه سیاسی توافق با آمریکا را بپردازد و از سوی دیگر با ادامه محاصره و قطع منابع مالی، با خطر تشدید بحران داخلی مواجه می‌شود.

شریعتمداری هشدار می‌دهد: «اگر آمریکا محاصره را ادامه داد و راه خروجی برایشان باقی نگذاشت، تحت عنوان حمله به پایگاه‌های آمریکایی، به همسایگان ایران حمله کنند و با تاراج آن‌ها کمبودهای مالی خودشان را جبران کنند.»

این بخش از تحلیل او یک سناریوی احتمالی است و نه گزارشی از تصمیم قطعی جمهوری اسلامی.

در همین حال، گزارش‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهد مسئله تنگه هرمز به یکی از نقاط اصلی نگرانی تبدیل شده است. ایران تهدید کرده در صورت حمایت کشورها از کارزار اقتصادی آمریکا، ممکن است صادرات نفت از منطقه را مختل کند؛ تهدیدی که نگرانی درباره بازار جهانی انرژی را افزایش داده است.

به باور شریعتمداری، خطر اصلی برای جمهوری اسلامی ممکن است نه از بیرون، بلکه از درون جامعه ایران سرچشمه بگیرد. او می‌گوید: «ادامه وضعیت فلاکت‌بار، از این جهت برای جمهوری اسلامی خطرناک است که باعث قیام حتمی مردم می‌شود؛ مردمی که در این فلاکت اقتصادی گزینه دیگری جز قیام علیه حکومت ندارند زیرا ادامه این وضع علیه موجودیت مردم ایران است.»

او در ادامه هشدار می‌دهد که حکومت احتمالا تلاش خواهد کرد اعتراضات احتمالی را با سرکوب مهار کند، اما اندازه اعتراضات آینده ممکن است متفاوت باشد.

شریعتمداری می‌گوید: «جمهوری اسلامی به شدت نگران چنین قیامی است و البته سعی خواهد کرد با کشتار، مانند دی ماه پارسال، جلوی قیام مردم را بگیرند ولی این بار ممکن است قیام در چنان ابعادی باشد که مهار آن حتی با کشتار نیز بسیار سخت باشد.»

این ارزیابی در شرایطی مطرح می‌شود که ایران هم‌زمان با تورم، سقوط ارزش پول ملی، محدودیت‌های تجاری و فشار ناشی از جنگ مواجه است. آسوشیتدپرس نیز سقوط تازه ریال را نشانه دیگری از شدت گرفتن فشار اقتصادی بر جامعه ایران دانسته است.

یکی دیگر از محورهای تحلیل شریعتمداری، احتمال کاهش وفاداری نیروهای امنیتی و نظامی در صورت گسترش بحران است. او با اشاره به تجربه کشورهای دیگر می‌گوید: «به هر صورت تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که در مقطعی، نیروهای ایدئولوژیک هم دچار انفعال اخلاقی می‌شوند و به پوچی راهشان پی می‌برند و سرخورده و ناامید می‌شوند و امکان ایجاد انشعاب و ریزش در بین آن‌ها خیلی زیاد است.»

به گفته او، حتی درون ساختار جمهوری اسلامی نیز از احتمال تکرار اعتراضات گسترده به‌عنوان خطری جدی یاد می‌شود.

شریعتمداری معتقد است حکومت از دو تهدید عمده، یعنی حمله خارجی و خیزش داخلی، بیش از هر چیز از اعتراضات مردم نگران است؛ زیرا در صورت شکاف در نیروهای سرکوب، کنترل خیابان می‌تواند بسیار دشوارتر شود.

شاید مهم‌ترین بخش تحلیل شریعتمداری، نه پیش‌بینی درباره جنگ یا تحریم، بلکه ارزیابی او از رابطه جمهوری اسلامی با جامعه ایران باشد. او می‌گوید: «آن‌ها مردم را بیشتر به عنوان ابزار تایید سیاست‌های خودشان می‌خواهند، شخصیت مستقلی برای جامعه مدنی و مردم قائل نیستند وهیچ نقشه‌ای برای نزدیک‌شدن به مردم، قبول خواسته‌های مردم، عذرخواهی از مردم و تغییر سیاست، در هیچ جناحی از این نظام مشاهده نمی‌شود؛ بنابراین حکم نابودی خودشان را به دست خودشان قبلا امضا کرده‌اند.»

این دیدگاه، آینده جمهوری اسلامی را بیش از آنکه صرفا به نتیجه رویارویی نظامی با آمریکا وابسته بداند، به توان حکومت برای مدیریت بحران داخلی و بازسازی رابطه خود با جامعه گره می‌زند.

مجموع تحولات اخیر، تصویری از حکومتی را نشان می‌دهد که با چند بحران هم‌زمان روبه‌رو است: فشار اقتصادی فزاینده، تحریم‌های جدید آمریکا، تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز، اختلاف بر سر مذاکره و ابهام درباره آینده ساختار رهبری.

واشینگتن صراحتا از راهبردی سخن می‌گوید که هدف آن منزوی کردن کامل جمهوری اسلامی است. فایننشال‌تایمز گزارش کرده که بسنت از کشورها و شرکت‌هایی که به حفظ روابط اقتصادی با تهران ادامه دهند خواسته که میان همکاری با نظام مالی جهانی و ادامه حمایت از ایران یکی را انتخاب کنند.

در تهران نیز هشدارهایی درباره پیامدهای گرسنگی و فروپاشی اقتصادی شنیده می‌شود و در سطح سیاسی، بر سر چگونگی پایان دادن به جنگ و تعامل با آمریکا اختلاف نظر وجود دارد. قالیباف از ضرورت حفظ پشتوانه اقتصادی سخن می‌گوید و پزشکیان از تفاهمی دفاع می‌کند که مخالفانش آن را نمی‌پذیرند.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر تنها این نیست که آیا فشار خارجی می‌تواند جمهوری اسلامی را تضعیف کند؛ پرسش مهم‌تر این است که اگر فشار اقتصادی و جنگ ادامه یابد، ساختار قدرت در تهران تا چه زمانی می‌تواند هم‌زمان اقتصاد، نیروهای امنیتی و جامعه ناراضی را کنترل کند.

تحلیل شریعتمداری پاسخ روشنی به این پرسش ندارد، اما هشدار او صریح است: اگر بحران اقتصادی به نقطه‌ای برسد که بخش بزرگی از جامعه، دیگر امکان ادامه زندگی عادی را نداشته باشد، اعتراض بعدی ممکن است نه تکرار اعتراضات گذشته، بلکه مرحله‌ای متفاوت و بسیار گسترده‌تر از رویارویی جامعه و حکومت باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
محافظت‌شده توسط
Shield Security