«مهدی دیباج» کشیشی که زندان، انفرادی و حکم اعدام نتوانست او را از مسیح جدا کند

سیودو سال از ربوده شدن و قتل کشیش مهدی دیباج میگذرد؛ رهبر مسیحی ایرانی که پس از سالها زندان، دو سال حبس در سلول انفرادی و صدور حکم اعدام به اتهام «ارتداد»، هرگز حاضر نشد ایمان خود به عیسی مسیح را انکار کند. آزادی او در پی فشار گسترده بینالمللی به دست آمد، اما چند ماه بعد، در حالی که به دیدار خانوادهاش میرفت، ناپدید شد و پیکرش با آثار خشونت شدید در اطراف تهران پیدا شد؛ رویدادی که نام او را به یکی از ماندگارترین نمادهای بهای سنگین آزادی عقیده در ایران تبدیل کرد.
سوم تیرماه یادآور یکی از تلخترین فصلهای تاریخ معاصر مسیحیت در ایران است؛ روزی که کشیش مهدی دیباج، نوکیش و رهبر شناختهشده کلیسای ایران، در مسیر بازگشت به تهران ربوده شد و دیگر هرگز به خانه نرسید. چند روز بعد، پیکر او در منطقهای جنگلی در اطراف تهران کشف شد. گزارشها حاکی از آن بود که وی با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است.
مهدی دیباج از جوانی به مسیحیت گروید و سالهای زیادی از زندگی خود را صرف خدمت کلیسایی، بشارت انجیل و حمایت از مسیحیان فارسیزبان کرد. اما پس از استقرار جمهوری اسلامی، فعالیتهای او به تدریج با فشارهای امنیتی و قضایی روبهرو شد. وی در سال ۱۳۶۲ بازداشت شد و بدون برخورداری از یک روند دادرسی عادلانه، سالها در زندان باقی ماند. منابع حقوق بشری و بینالمللی گزارش دادهاند که او دو سال از دوران حبس خود را در سلول انفرادی و در شرایطی بسیار سخت سپری کرد.
پس از حدود ۹ سال زندان، دادگاه انقلاب در ساری او را به اتهام ارتداد به اعدام محکوم کرد. جرم او از نگاه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، ترک اسلام و ایمان آوردن به عیسی مسیح بود. با این حال، دیباج در دفاعیه تاریخی خود نه تنها از باورش عقبنشینی نکرد، بلکه با صراحت اعلام کرد که حاضر است برای نام عیسی مسیح رنج بکشد و حتی جان خود را فدا کند. این دفاعیه بعدها در رسانههای بینالمللی بازتاب گستردهای یافت و به یکی از اسناد مهم دفاع از آزادی مذهب در ایران تبدیل شد.
فشار نهادهای حقوق بشری، رهبران کلیسایی و دولتهای غربی، سرانجام جمهوری اسلامی را وادار کرد که در دیماه ۱۳۷۲ او را از زندان آزاد کند. سازمان عفو بینالملل نیز آزادی او را تایید کرد، هرچند هشدار داد که خطر همچنان متوجه اوست و پرونده قضاییاش به طور کامل بسته نشده است.
اما آزادی دیباج تنها چند ماه دوام آورد. در خرداد ۱۳۷۳ او ناپدید شد و در پنجم ژوئیه ۱۹۹۴ خبر کشف پیکرش منتشر شد. قتل او در شرایطی رخ داد که پیشتر نیز کشیش «هایک هوسپیانمهر» از مدافعان اصلی آزادی دیباج، به قتل رسیده بود و اندکی بعد کشیش «تاتائوس میکائیلیان» نیز جان خود را از دست داد. این رخدادها نگرانیهای گستردهای را درباره امنیت رهبران مسیحی در ایران برانگیخت.
سالها بعد، نام مهدی دیباج در کنار دیگر قربانیان قتلهای زنجیرهای مطرح شد؛ مجموعهای از ترورها و قتلهای سیاسی که نقش عوامل وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در آن افشا شد. هرچند پرونده قتل او هرگز به شکلی شفاف و مستقل رسیدگی نشد، اما بسیاری از ناظران و مدافعان حقوق بشر، مرگ او را بخشی از روند سرکوب دگراندیشان مذهبی و عقیدتی در ایران میدانند.
امروز، سه دهه پس از شهادت این کشیش ایرانی، نام مهدی دیباج همچنان در حافظه مسیحیان ایران و جهان زنده است؛ مردی که زندان، شکنجه، سلول انفرادی و حتی حکم اعدام نتوانست او را از ایمانش به مسیح جدا کند. زندگی و مرگ او یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده و حق انتخاب ایمان، برای بسیاری از مسیحیان ایرانی هزینهای بسیار سنگین داشته است.
یاد و نام کشیش مهدی دیباج گرامی باد؛ خادمی که تا پایان بر ایمان خود ایستاد و به نمادی از پایداری، آزادی وجدان و وفاداری به عیسی مسیح در ایران تبدیل شد.




