اخبار ایراناخبار مسیحیان ایرانی

انتقادها نسبت به تخریب کلیسای مشهد و ادامه چهار دهه حذف نمادهای مسیحیت در جمهوری اسلامی

تخریب شبانه کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، تنها نابودی یک ساختمان قدیمی نبود؛ بلکه ضربه‌ای دیگر به میراث مسیحیان ایران و نشانه‌ای از روندی است که از نخستین سال‌های استقرار جمهوری اسلامی آغاز شد و همچنان ادامه دارد. بنایی که بیش از یک قرن بخشی از هویت مذهبی و فرهنگی مشهد بود، اکنون به تلی از خاک تبدیل شده است؛ رخدادی که موجی از اعتراض و نگرانی را در میان فعالان حقوق بشر، نهادهای بین‌المللی مسیحی و مدافعان میراث فرهنگی برانگیخته است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، کلیسای انجیلی مشهد در نخستین ساعات بامداد ۱۴ خرداد با استفاده از بولدوزر تخریب شد. این بنا که در دوره پهلوی اول ساخته شده بود، سال‌ها در فهرست آثار ملی ایران قرار داشت و از شناخته‌شده‌ترین نمادهای حضور تاریخی مسیحیان در شرق ایران به شمار می‌رفت. منابع محلی اعلام کرده‌اند عملیات تخریب حدود دو ساعت طول کشید و پس از آن نیز دسترسی خبرنگاران و شهروندان به محل محدود شد.

واکنش‌ها به این رویداد تنها به ایران محدود نماند. شورای جهانی کلیساهای اصلاح‌شده (WCRC) با انتشار بیانیه‌ای، تخریب این کلیسا را محکوم کرد و از جامعه جهانی خواست مقام‌های جمهوری اسلامی را نسبت به تعهدات بین‌المللی خود در زمینه آزادی دین و عقیده پاسخگو بداند. این نهاد همچنین به اختلافات طولانی‌مدت بر سر مالکیت ساختمان و نقش نهادهای حکومتی در مصادره آن اشاره کرد.

کلیسای انجیلی مشهد صرفا یک عبادتگاه نبود. این مرکز در بخشی از تاریخ معاصر ایران با فعالیت‌های آموزشی، درمانی و اجتماعی مرتبط بود و یادگار حضور میسیونرهای مسیحی در خراسان محسوب می‌شد. بسیاری از شهروندان مشهد، فارغ از باور دینی خود، این بنا را بخشی از حافظه جمعی شهر می‌دانستند؛ میراثی که اکنون برای همیشه از میان رفته است.

اما تخریب این کلیسا را نمی‌توان یک اتفاق جداگانه دانست. از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، ده‌ها کلیسا، مدرسه، بیمارستان و مرکز وابسته به جامعه مسیحی یا مصادره شده‌اند یا کاربری خود را از دست داده‌اند. در بسیاری از موارد، حکومت میان اقلیت‌های مسیحی سنتی و مسیحیان تبدیل‌شده تفاوت قائل می‌شود و فشار اصلی متوجه مسیحیان فارسی‌زبان بوده است. نهادهای مدافع آزادی مذهبی بارها هشدار داده‌اند که محدودیت بر کلیساهای فارسی‌زبان و حذف تدریجی نمادهای مسیحیت از عرصه عمومی، بخشی از سیاستی گسترده‌تر برای کنترل و محدود کردن رشد مسیحیت در ایران است.

رسانه‌های مسیحی و حقوق بشری همچنین یادآوری کرده‌اند که کلیسای مشهد پیش‌تر نیز از دسترس جامعه مسیحی خارج شده بود و سال‌ها امکان فعالیت مذهبی در آن وجود نداشت. اکنون با تخریب کامل ساختمان، آخرین نشانه فیزیکی یکی از مهم‌ترین مراکز مسیحیت فارسی‌زبان در مشهد نیز از میان رفته است.

کشیش «سرگز بنیامین» دبیر اجرایی سینود کلیسای انجیلی ایران در تبعید، در واکنش به این رویداد گفته است: «ما امیدمان را از دست نداده‌ایم، اما امروز بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و صدای کلیسای جهانی نیاز داریم.»

این جمله در میان ویرانه‌های کلیسای مشهد، شاید بازتاب احساس بسیاری از مسیحیان ایرانی باشد که با وجود دهه‌ها فشار، مصادره و محدودیت، همچنان امید خود را از دست نداده‌اند.

هرچند مقام‌های میراث فرهنگی از تشکیل پرونده قضایی و پیگیری موضوع سخن گفته‌اند، اما تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد در پرونده‌هایی که پای نهادهای قدرتمند حکومتی در میان است، کمتر می‌توان به پاسخگویی واقعی امیدوار بود. از همین رو، تخریب کلیسای انجیلی مشهد نه فقط یک پرونده میراث فرهنگی، بلکه آزمونی برای سنجش میزان احترام جمهوری اسلامی به آزادی دین، تنوع فرهنگی و حق حفظ میراث تاریخی اقلیت‌های مذهبی به شمار می‌رود.

«فرد پطروسیان» روزنامه‌نگار و پژوهشگر مسائل مسیحیان ایران نیز معتقد است آنچه در مشهد رخ داده را نباید یک حادثه منفرد تلقی کرد. به گفته او، تخریب کلیسای انجیلی مشهد در امتداد روندی قرار می‌گیرد که از سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ آغاز شد.

وی با اشاره به تفاوتی که حکومت میان «مسیحیان رسمی» و « مسیحیان تبدیل‌شده» قائل می‌شود، می‌گوید: «اقلیت‌های سنتی مانند ارامنه و آشوری‌ها تنها در چارچوبی محدود و تحت نظارت حکومت اجازه فعالیت دارند، اما مسیحیان فارسی‌زبان و نوکیشان با شدیدترین محدودیت‌ها روبه‌رو هستند.» او معتقد است تخریب کلیسای مشهد را باید در چارچوب آنچه «حذف نشانه‌های مسیحیت از عرصه عمومی ایران» می‌نامد، ارزیابی کرد؛ سیاستی که به گفته او در سال‌های گذشته نمونه‌های دیگری همچون تخریب کلیسای ادونتیست تهران و از میان رفتن مراکز تاریخی وابسته به کلیساها در شهرهای مختلف ایران را نیز در بر گرفته است.

این پژوهشگر همچنین یادآور می‌شود که کلیسای انجیلی مشهد تنها یک عبادتگاه نبود. این مرکز در مقاطع مختلف تاریخ معاصر، به پناهگاهی برای مسیحیان جنگ‌زده و مرکزی برای خدمات اجتماعی و انسان‌دوستانه تبدیل شده بود. از این رو، نابودی آن صرفا تخریب یک ساختمان تاریخی نیست، بلکه از بین بردن بخشی از حافظه و هویت جامعه مسیحی ایران به شمار می‌رود.

امروز از کلیسای انجیلی مشهد چیزی جز تصاویر و خاطرات باقی نمانده است؛ اما پرسشی که همچنان پابرجاست این است: «آیا حذف ساختمان‌ها و نمادها می‌تواند حضور تاریخی مسیحیان ایران را نیز از حافظه این سرزمین پاک کند؟»

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
محافظت‌شده توسط
Shield Security