مرگ «فرید مکاری» در بازداشت و تحت شکنجه

فرید مکاری شهروند حدودا ۳۷ ساله اهل زاهدشهر فسا، پس از بازداشت در مشهد جان باخت. گزارشهای منتشرشده به نقل از منابع محلی، از شکنجه شدید او در بازداشتگاه اطلاعات سپاه، شکستگی استخوانها و آثار متعدد جراحات بر پیکرش حکایت دارند؛ ادعاهایی تکاندهنده که ضرورت روشنشدن حقیقت و پاسخگویی درباره مرگ او را برجسته میکنند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، فرید مکاری که اهل زاهدشهر از توابع شهرستان فسا در استان فارس بود، در جریان سفر به مشهد بازداشت شد و پس از آن، جان خود را از دست داد. یک منبع مطلع و یک خبرنگار همشهری او گفتهاند که مکاری در بازداشت نیروهای سازمان اطلاعات سپاه در مشهد تحت شکنجههای شدید قرار گرفته است.
بر اساس روایت این منابع، مکاری پیشتر مادرش را برای زیارت به مشهد برده بود. گفته میشود او در سفر دیگری به مشهد، پس از ادرارکردن بر مزار علی خامنهای رهبر پیشین جمهوری اسلامی، بازداشت شد. با این حال، جزئیات این اتفاق و ارتباط آن با بازداشت و مرگ او، بهطور مستقل تایید نشده است.
بخش تکاندهنده گزارش، ادعاهای مربوط به وضعیت جسمانی فرید مکاری پس از بازداشت است. به گفته منابع نقلشده، استخوانهایی از بدن او شکسته شده بود و آثار صدها ضربه با اجسام تیز، از جمله چاقو یا قمه، بر پیکرش دیده میشد.
این ادعاها هنوز بهطور مستقل تایید نشدهاند و اطلاعات عمومی قابل اتکایی درباره نتیجه بررسی پزشکی قانونی یا تحقیقات رسمی درباره علت مرگ او منتشر نشده است. با این حال، اگر این روایتها تایید شوند، با اتهاماتی بسیار جدی درباره شکنجه و مرگ یک شهروند در بازداشت روبهرو خواهیم بود؛ موضوعی که مستلزم تحقیق مستقل، شفاف و پاسخگویی نهادهای مسئول است.
بر اساس همین گزارش، پیکر مکاری پس از حدود دو هفته به خانوادهاش تحویل داده شد. منابع مطلع همچنین مدعی شدهاند که مقامهای حکومتی از خانواده خواستهاند علت مرگ او را «سانحه تصادف» اعلام کنند. این ادعا نیز تاکنون بهطور مستقل تایید نشده است. فرید مکاری روز دوشنبه ۵ اکتبر برابر با ۱۳ مهر، در آرامستان زاهدشهر به خاک سپرده شده است.
مرگ یک شهروند در بازداشت، بهویژه هنگامی که گزارشهایی از شکنجه و جراحات شدید مطرح میشود و حتی مرگ او نیز رسانهای نمیشود، موضوعی نیست که بتوان با سکوت از کنار آن گذشت. مسئولیت نهادهای بازداشتکننده تنها به بازداشت افراد محدود نمیشود؛ حفظ جان و سلامت بازداشتشدگان و پاسخگویی درباره هرگونه آسیب یا مرگ در دوران بازداشت نیز از مسئولیتهای اساسی آنهاست.
اگر مقامهای مسئول، روایت دیگری درباره علت مرگ فرید مکاری دارند، راه روشنشدن حقیقت، ارائه مستندات پزشکی و قضایی و انجام تحقیقی مستقل و قابل اعتماد است، نه باقیگذاشتن خانواده در ابهام و جامعه در میان روایتهای متناقض.
همچنین اگر ادعای فشار بر خانواده برای اعلام علت مرگ بهعنوان تصادف صحت داشته باشد، موضوع تنها به مرگ یک شهروند محدود نخواهد بود، بلکه احتمال تلاش برای پنهانماندن حقیقت نیز باید بررسی شود.
بر اساس گزارش منتشرشده، شماری از همشهریان مکاری در شبکههای اجتماعی از ویژگیهای شخصیتی و رفتار او نوشتهاند. نام او اکنون در کنار پرسشهایی قرار گرفته است که پاسخشان برای خانوادهاش و افکار عمومی اهمیت دارد: چرا بازداشت شد؟ در دوران بازداشت چه بر او گذشت؟ علت واقعی مرگش چه بود؟ و آیا خانوادهاش امکان دسترسی به حقیقت و پیگیری مستقل پرونده را دارند؟
مرگ در بازداشت نباید به پروندهای بیپاسخ تبدیل شود. اگر ادعاهای مطرحشده درباره شکنجه فرید مکاری صحت داشته باشد، باید عاملان آن شناسایی و در یک روند قضایی عادلانه پاسخگو شوند. خانواده او حق دارد بداند چه اتفاقی برای عزیزش افتاده است؛ جامعه نیز حق دارد درباره مرگ شهروندان در بازداشت، پاسخهای مستند و شفاف دریافت کند. حقیقت درباره فرید مکاری نباید زیر سایه سکوت، ترس یا روایتهای تاییدنشده باقی بماند.




