Iran News

The Dryness of Saadi's Aqueduct: Supplementary Article

Our Lord God repeatedly reminds His children to wish for others what you wish for yourself and not wish evil upon others……..

Curses are the result of wishing ill will on others, and we witness this every day in the words of Iranian statesmen and rulers. They wish death on the people of other countries without considering that the effects of this ill will first and foremost return to themselves, and they continue to do so. And this is definitely the result of human judgments that proceed according to their own false beliefs without considering the existence of a living God. It seems that the time has come to openly and clearly address the consequences of these curses in Iranian society. It is time for the people of Iran to know what is the reason for these natural disasters, droughts, and diseases……….

Saadi Qanat, the Qanat of memories of the people of Shiraz, a reminder of the day of Wednesday, has completely dried up.

A qanat or aqueduct is a waterway or channel dug underground to carry water to the surface. This channel is used to connect a series of wells that originate from a wellhead. A wellhead is usually an underground spring. Qanats are used to direct and manage water for agriculture and other purposes. This qanat channel may be several kilometers long before it reaches the surface, and the point where the water exits is called the mouth of the aqueduct or the head of the qanat.

 استان فارس و شهر شیراز در جنوب ایران واقع شده است و اخیراً جزء سرزمینهای کم باران و نسبتاً خشک محسوب می شود و به همین علت همیشه آب و تامین آن برای مردم این سرزمین جزء اولین مسائل حیاتی زندگی به شمار می رفته است و از این رو در زمانهای پیشین احتیاج مردم به آب بسیار بارز بوده است و احترام به آن جنبه تقدس به خود گرفته است. چنان که در دین زرتشت که در فارس رواجی فراوان داشته آب عنصری مقدس است و آناهیتا هم رودی است مینوی و هم ایزد بانوئی است که از آبها نگاهبانی می کند و در اوستا مورد ستایش قرار می گیرد و یکی از زیباترین یشت های اوستا یعنی یشت پنج به او اختصاص دارد و او به عنوان تجسم آسمانی و زمینی. آب در جهان بینی زرتشتی همان مقام را دارا است که امشاسپندان خرداد و امرداد دارند و در قسمتی از یشت پنج آمده است : « آن درخشان بلند بالای خوش اندام را که مانند آب های روان روز و شب چنان جاری است مانند همه آب هائی که بر زمین روانند » نام آناهیتا برای نخستین بار درکتیبه های اردشیر دوم آمده است آنطور که در قسمتی از کتیبه او در همدان چنین آمده است « این کاخ را به خواست اهورامزدا، آناهیتا و میترا من بنا کردم. اهورا مزدا، آناهیتا و میترا مرا از هر بلا بپایند و این را که بنا کردم خراب نکنند و صدمه نرسانند »
در دوره ساسانیان به احترام ایزد بانوی آب پرستشگاههای فراوانی بنا شده است که از آن میان می توان به آتشکده آذرفرنبغ در کازیان فارس اشاره کرد همچنین در نقش رستم به تصویر آناهیتا برمی خوریم که تاج شاهی را به نرسی یکی از پادشاهان ساسانی تقدیم می کند. بعد از تسخیر ایران توسط مسلمانان هر چند که پرستش آناهیتا به تدریج متروک شد اما احترام به آب در میان مردم به جای ماند اما مردم شیراز آب مصرفی خود را تا قبل از لوله کشی از کجا تامین می کرده اند ؟ مهمترین طریق تامین آب شهر از چشمه ها و قنات های اطراف بوده و البته که همیشه در این راه مشکلات فراوانی وجود داشته است .
مقدسی می گوید : شیراز « شهری است بدون رستاق « بازار» بدون باغ، بدون رود و بدون زینت، اهالی آب مشروب خود را از جویهای کم آب بر می دارند » و در جائی دیگر چنین می نویسد : « آب آشامیدنی خوب است به شرطی که آن را از مظهر بردارند اما چاهها نیز آب شیرین دارند و سطح آبشان پائین نیست » و « شهر آب روان دارد ولی این پاکیزه نیست و آب چاه آن هم سبک نیست .»
اما شیراز با ورود قناتهای مختلفی به رونق و آبادانی فراوانی دست یافت یکی از این قنات ها که در طول تاریخ نام آن با نام شیراز همراه بوده است آب رکناباد است.
ابن بطوطه درباره آن می نویسد : « پنج نهر « شیراز» را مشروب می کند و یکی از آنها رکناباد است که آبی شیرین دارد و تابستان بسیار خنک و در زمستان گرم است از دامنه کوهی که آنجا قرار دارد سرچشمه می گیرد که قلیعه نامیده می شود .»
این قنات درسال ۳۳۸ هجری قمری توسط رکن الدین حسن دیلمی احداث گردیده است و سر چشمه آن در دامنه کوه بمو واقع است و از آنجا با جاری شدن بر روی زمین به تنگ الله اکبر می رسد و سپس وارد شهر می شده است. این آب سالها بین مردم از چنان احترامی برخوردار بوده است که شاعران نیز لب به تحسین آن گشوده اند.
سعدی شیرین سخن می فرماید :
دست از دامنم نمی دارند
خاک شیراز و آب رکناباد
حافظ می فرماید:
ز رکن آباد ما صد لوحش اله
که عمر خضر می بخشد زلالش
شیراز وآب رکنی و آن باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
فرق است و آب خضر که ظلمات جای اوست
تا آب ما که منبعش الله اکبر است
صاحب شیرازنامه در کتابش می نویسد: بدان که مجموع صفات و خواصی که حکما و ارباب صناعت طب در شرح فضیلت آب اعتبار کرده اند جمله در آب رکن آباد یافت می شود و آنگاه شش خصلت برای آن بیان می کند که: از منبع دور است ـ در محلی سرباز می گذرد ـ بر سنگریزه عبور می کند ـ در کنار جویبارش درختانی چون گردو و انجیر که باعث تغییر مزاج آن شود وجود ندارد ـ هیچ حیوانی در آن وجود ندارد و از محلی بلند به سوی زمین پست حرکت می کند. آب این قنات علاوه بر ده اکبر آباد تمام باغهای تنگ الله اکبر و خاک مصلی، باغ جهان نما، باغ نو، هفت تن، چهل تنان و حافظیه را مشروب می کرده است.
همچنین رفت تا به نزدیک آب رسید که این محل به حوض ماهی مشهور است و این به خاطر ماهی های کوچکی است که در آب وجود دارد امروز حوض ماهی که دیواره های آن با کاشی پوشانده شده است به چایخانه سنتی آرامگاه تبدیل شده است. در بیرون آرامگاه قسمتی از آب به رختشویخانه می ریخته که تا چندین سال پیش نیز رونقی داشت و زنها لباسهایشان را در آنجا می شستند.
ابن بطوطه در حین بازدیدش از آرامگاه سعدی چنین می نویسد: « دراینجا به امر سعدی طشت مرمرینی ساخته اند برای شستن لباس بدین جهت مردم از شهر می آیند تا تربت او را زیارت کنند غذاهایی را که آنجا هست بخورند و لباسهای خود را در نهر بشویند، از آن پس بازمی گردند من نیز در آنجا چنین کردم. »
فرصت الدوله در مورد خواص این آب می گوید: « اگر چه مردمان سبک عقل را اعتقاد این است که آب آن سنگین است ولی نه چنین است به عقیده علمای انگلیسی که شیمی می دانستند هر چه به آن طبخ کنند به چندین دقیقه نسبت به دیگر آبها زودتر پخته می شود و فقیر را این تجربت حاصل گشت.» این آب علاوه بر این که در جلگه سعدی به مصرف زراعت می رسیده است تعدادی از انبارهای شهر را نیز پر می کرده است .
آب زنگی قنات است که از نزدیکی آب رکناباد بیرون می آید و توسط اتابک زنگی بن مودود در نیمه دوم قرن ششم ساخته شده است. این آب علاوه بر اینکه زراعت کشاورزان را مشروب می کرده است برای آب آشامیدنی شهر نیز استفاده می شده است و به پاکی و گوارائی شهرت داشته ولی امروزه به چشمه بسیار کوچکی مبدل شده است .
آب مسجد بردی « قصرالدشت »: این قنات توسط شاهزاده حسین خان صاحب اختیار والی شیراز در زمان سلطنت محمد شاه قاجار احداث شد و او ۱۲ قنات در قصرالدشت حفر کرد و ۱۲ آسیاب و تعدادی باغ در آنجا بنا نمود .

● Shesh Pir water:
The owner was able to bring the water of the Six Pirs to Shiraz in 1261 AH from 17 miles west of Shiraz with great difficulty. This water has been of interest to the people of Shiraz for many years. During the Achaemenid and Sassanid eras, measures were taken to bring this water to the Shiraz plain. During the time of Allahverdi Khan, the governor of Fars, during the time of Shah Abbas, and during the reign of Karim Khan, measures were also taken, but they did not have positive results. Therefore, the people celebrated the arrival of the water of the Six Pirs to the city and named the stream the Sultan River. Qaani also celebrated this work in a 124-line ode, as he describes it:
Because that river came from the path of the six elders, whose history
I will tell you that the six old men came to the Sultani River.
Or, I should say, when the reputation of a city was lost to him.
Increase the city's reputation with Nahr Sultani River

● آب قوامی :
این قنات که توسط میرزا علی محمد قوام الملک پدر محمدرضا خان سازنده ساختمان نارنجستان احداث شده است و به نام محمدرضا خان رضا آباد نامگذاری شده بود بعد از این که باغهای خانواده قوام را مشروب می ساخت وارد شهر می شد و مردم از آن استفاده می کردند.
● آب خیرات :
این جوی نیز از تنگ قره پیری درنزدیکی باجگاه سرچشمه می گرفته و برای استفاده عموم مردم وقف شده است در اواخر دوره قاجار بیشتر آب مشروب شهر از خیرات قدیم و خیرات جدید تأمین می شده است و هنوز هم بین مردم خیابان وصال به جوی خیرات مشهور است اما با توجه به اینکه آب همیشه به راحتی به دست مردم نمی رسیده است مردم آب را همچون گوهری قیمتی می شمردند و به دقت از آن حفاظت می کردند. رایج ترین جائی که مردم در آن به جمع آوری آب می پرداختند آب انبارها بود. در شیراز معمولاً در زیر زمین فضائی بزرگ را حفر می کردند و روی آن را می پوشاندند که بدین ترتیب مخزنی بزرگ زیر زمین پدید می آمد و در یکی از دیواره های آن شیر آب تعبیه می کردند و آب باران و یا جویها از طریق سوراخهایی که بالای آن وجود داشت به داخل آب انبار نفوذ می کرد و ذخیره می شد. مردم مجبور بودند برای برداشتن آب از پله های فراوانی پایین بروند تا به شیر آب انبار برسند اما معمولاً زیادی جمعیت و عدم رعایت نوبت دیگران باعث نزاعها و کشمکش ها ی فراوان می شد و همیشه برداشتن آب با مشکلات زیادی همراه بود هر چند که در همه محلات شهر نیز نسبت به وضعیت مردم آب انبارهای کوچک و بزرگی وجود داشت .
ظاهر ساختمان آب انبار های شیراز با نمونه های مشابه آن که در لارستان امروزه هنوز مورد استفاده است تفاوت داشت چرا که آب انبارهای منطقه لارستان معمولاً بر فراز خود گنبدی دارند ولی آب انبارهای شیراز چنین نبود. ولی بالاخره آب انبارهای شهر بعد از لوله کشی آب بدون استفاده ماندند و به مرور تخریب شدند. از آب انبارهای معروف شهر می توان آب انبارهای آستانه ـ قوام « واقع در محله قوام » ـ آتشی ها « لب آب » ـ حاج عباس « جنب باغ ملی » ـ مشیر « محله مشیر» ـ بی بی دختران « محله سنگ سیاه » اشاره کرد که امروزه از آنها جز نامی باقی نمانده است. در خانه ها نیز مردم مجبور بودند آب را ذخیره کنند به همین علت در خانه افراد مرفه آب انبار وجود داشت و معمولاً با نوبت مشخصی از آب جوی پر می شد. اما مردم طبقه متوسط برای این کار از حوض استفاده می کردند که در حیاط و یا در زیر زمین خانه ساخته می شد و از آب آن که مدتها نیز تعویض نمی شد و پر از جلبک های سبز رنگ بود برای نظافت و شستشوی ظروف و لباس استفاده می شد و بعضاً تابستانها نیز حتی به جای استخر مردم در آن به شنا می پرداختند. در حیاط بعضی خانه ها نیز چاه حفر می کردند که آب آن برای آشامیدن مناسب نبود و از آب آن که به وسیله چرخ چاه کشیده می شد برای پر کردن حوض استفاده می گردید. اما آب آشامیدنی که از آب انبار می آوردند معمولاً در سقاخانه ها و یا خمره هائی که در منازل بود ذخیره می شد.
● سقاخانه :
در منازل طاقچه ای بود که در آن ۲ خمره برای نگهداری آب تعبیه می شد ولی از آنجا که ممکن بود بعضی از خانه ها سقاخانه نداشته باشد خانواده هائی که مستاجر بودند آب را در خمره هائی که همراه وسایل خانه با خود جابجا می کردند می ریختند. خمره ظرفی سفالی بود با ارتفاع یک تا یک و نیم متر که آن رابرای ذخیره آب استفاده می شد اما آب درون خمره ها بر اثر زیاد ماندن دچار ناخالصی و از جمله کرم زدگی می شد که مردم مجبور بودند قبل از خوردن آب را با پارچه ای نازک صاف کنند.
برای برداشتن آب از آب انبار بعضی شخصاً اقدام می کردند ولی بسیاری از این سقاها را زنان تشکیل می دادند. با مشک های بزرگی آب را به خانه های می رساندند. در محل های عمومی نیز مانند مساجد ـ تیمچه ها و بازار حوضهائی ساخته شده بود که آب مورد نیاز را در آن ذخیره می کردند.
برای آب خوردن در معابر عمومی نیز معمولاً در هر گذری و زیر هر بازارچه ای سقاخانه ای به چشم می خورد بدین صورت که درگوشه دیوار طاقچه ای ساخته بودند و در آن خمره ای تعبیه کرده بودند که مردم تشنه از آن سیراب می شدند نمونه چنین سقاخانه ای هنوز در بازارچه فیل نزدیک به دروازه سعدی موجود است هر چند که امروزه بدون استفاده مانده است بسیاری از سقاخان های به نسبت وضعیت مالی بنا کنندگانش از تزئیناتی همچون کاشی کاری، نقاشی و گچ بری نیز برخوردار بودند
یکی دیگر از محلهائی که احتیاج فراوانی به آب داشت حمام های شهر بود که در همه محلات نیز به وفور یافت می شد معمولاً حمام ها هر کدام چاهی داشتند که به وسیله گاو، راه و چرخ از آب می کشیده اند بدین صورت که اسب یا گاوی را به طنابی می بستند و با حرکت حیوان سطلها را از چاه بیرون می آمدند و آب آن تامین می شد. گرمابه ها معمولاً سه خزینه داشتند که در یکی آب سرد و در یکی آب گرم و در آخری آب نیمه گرم می ریختند و مردم علاوه بر اینکه دراین خزینه ها حمام می کردند برای شستشوی خود نیز از همین آب استفاده می کردند.
از مطالب جالبی که در مورد حوضها می توان به آن اشاره کرد نحوه پر و خالی کردن آنها بوده که با توجه به اینکه حوضها همیشه می بایست پر باشند بعضی اوقات وسط آنها دیواری می ساختند که حوض رابه دو قسمت مجزا تقسیم می کرده است. اگر زمستان حوض نجس می شده منتظر باریدن باران می شدند تا حوض طاهر شود ولی هنگام پرکردن آن که کمتر از حد کر در آن آب بوده و برای جلوگیری از نجس شدن آن تکه پارچه ای به سر شیر سنگی لب حوض می بسته اند و آبی را که از چاه می کشیده اند روی پارچه خالی می کرده اند تا موقع پر کردن مجدد دلو از چاه آب از پارچه در آن بچکد و حکم آب جاری را پیداکند و حوض نجس نشود.
اما همه این آداب و رسوم و همین طور مشکلات تهیه آب سالم در سال ۱۳۳۱ از بین رفت زیرا که در این سال شهر شیراز به عنوان اولین شهر ایران دارای لوله کشی آب شد این کار خیر به وسیله محمد نمازی و با سرمایه شخصی وی انجام شد.
برای اجرای این کار در دامنه کوه «آسیاب سه تایی» ۱۰ حلقه چاه ۸۵ متری حفر گردید و با تلمبه اقدام به کشیدن آب نمودند و آب بعد از اینکه درمخزن های مخصوص تصفیه می گردید به وسیله لوله هائی که طول آن ها در آن سال بالغ بر ۱۱۵ کیلو متر می شد به خانه های مردم می رسید.
و از آن روز تا امروز که به همه جای شهر بزرگی چون شیراز آب سالم از طریق لوله کشی می رسد و با پیشرفت این امر احترام مردم نسبت به این گوهر گرانبها کمتر شده است و نسل امروز که از مرارت پدارنش برای دستیابی به آب اطلاعی ندارندقدر این گنج را که به آسانی به دست می آورد بدرستی نمی داند.

To investigate the cause of the drying up of active aqueducts in Shiraz and other parts of Iran, we can mention the lack of compassion and indiscretion of officials, the appointment of non-specialists in departments and ministries, as well as the impact and reflection of curses and ill will in the years after the Iranian Revolution.

 Looking around Saadi town, the depth of the disaster is easily visible. On the way from Saadi town to Kharamah city, a vast area of ​​urban gardens can be seen, where, in addition to the subdivision and implementation of large sites, they have dug numerous authorized and unauthorized wells. The digging of these wells, which are very numerous and staggering in number, gradually reduced the volume of groundwater and then dried it up.

On the other hand, the sound of explosions in the mountains surrounding Saadi town, as well as the destruction of surrounding gardens and aqueducts for the construction of the Saadi Highway and Tunnel project, which has been ongoing for about eight years, is another factor in exacerbating and fueling the drought in the lush city of Shiraz.

 Meanwhile, Iranian politicians and rulers, who implement urban and suburban projects without regard to human principles, knowledge of urban planning principles, and without using experts, are the main culprits in environmental destruction and intensification of drought in various parts of Iran.

Because their minds are occupied every day with cursing their own enemies and plundering national property, and they have no time to think about the future of the people of the country or the preservation of the environment and natural resources. And their minds and hearts, instead of worshipping God and pondering His wisdom, are immersed in worshipping worldly goods and the pursuit of power.

It is very unfortunate that they do not want to accept that our God is a living God and that He is the witness and overseer of everything. They do not hear the call of God and are in a hurry to pursue their worldly desires.

Yes, Lord, I thank you for your loving existence.

I thank you for your great grace.

I thank you for forgiving my sins.

My God, with thanksgiving and gratitude, I seek Your special favor for my country, Iran. I ask You to grant them Your strength, power, and salvation… In the name of Jesus… Amen.

Similar posts

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Back to top button