زنان ایران میدوند؛ آزادی دیگر پشت دیوارهای اجبار نمیایستد

صبح امروز جمعه ۲۷ شهریور، مسابقه ۱۰ کیلومتر تهران در بوستان ولایت برگزار شد و حضور زنان بدون حجاب اجباری، بار دیگر شکاف میان قوانین تحمیلی جمهوری اسلامی و واقعیت زندگی مردم را به نمایش گذاشت. چهار سال پس از کشتهشدن ژینا امینی و در شرایطی که حکومت همچنان مخالفان و منتقدان را سرکوب میکند، زنان ایرانی با انتخاب پوشش خود نشان میدهند که آزادیهای اجتماعی را نمیتوان با قانون، تهدید و پروندهسازی از میان برد.
مسابقه ۱۰ کیلومتر تهران روز جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ در بوستان ولایت برگزار شد. وبسایت رسمی این رویداد اعلام کرده است که مسابقه در دو بخش بانوان و آقایان برگزار شده و صدها نفر برای شرکت در آن ثبتنام کردهاند.
اما تصاویر و گزارشهای منتشرشده از فضای اجتماعی تهران، این رویداد را فراتر از یک مسابقه ورزشی قرار میدهد.
در سالهای اخیر، حضور زنان بدون حجاب اجباری در خیابانها، کافهها، دانشگاهها، پارکها و رویدادهای عمومی به پدیدهای گستردهتر تبدیل شده است؛ پدیدهای که حکومت جمهوری اسلامی با وجود تهدید، بازداشت، جریمه، تعطیلی اماکن و پروندهسازی، نتوانسته آن را بهطور کامل متوقف کند. آسوشیتدپرس نیز در گزارشی که همزمان با چهارمین سالگرد ژینا امینی منتشر کرده، از افزایش حضور زنان بدون روسری در تهران و عقبنشینی عملی حکومت از اجرای سختگیرانه قوانین حجاب در برخی موقعیتها خبر داده است.
چهار سال از مرگ ژینا (مهسا) امینی در بازداشت گشت ارشاد گذشته است؛ دختری ۲۲ ساله که مرگش به دلیل حجاب، جرقه اعتراضات گسترده «زن، زندگی، آزادی» را زد.
آن اعتراضات با سرکوب شدید مواجه شد؛ صدها نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدند. با این حال، یکی از مهمترین تغییراتی که پس از آن در جامعه ایران رخ داد، تغییر رفتار اجتماعی زنان در برابر حجاب اجباری بود. بسیاری از زنان دیگر حاضر نیستند پوشش خود را مطابق دستور حکومت انتخاب کنند.
این تغییر فقط در خیابانهای تهران دیده نمیشود. زنان بدون روسری را میتوان در شهرهای مختلف ایران مشاهده کرد؛ در شرایطی که حکومت همچنان حجاب را از نظر قانونی اجباری میداند و مقامهای محافظهکار بارها خواستار بازگرداندن برخوردهای سختگیرانه شدهاند.
این تغییر زمانی معنای بیشتری پیدا میکند که رفتار حکومت با رویدادهای ورزشی زنان در سالهای گذشته را به یاد بیاوریم.
در مسابقات دو، محدودیتهای مربوط به تفکیک جنسیتی و حجاب، بارها به موضوع مناقشه تبدیل شده است. مرکز حقوق بشر در ایران نیز پیشتر درباره نخستین ماراتن بینالمللی تهران گزارش داده بود که مسیر زنان و مردان از یکدیگر جدا شده بود و این تصمیم با اعتراض برخی دوندگان زن روبهرو شد.
زنان دیگر تنها درباره نوع پوشش خود اعتراض نمیکنند؛ آنها در فضای عمومی زندگی میکنند، ورزش میکنند، میدوند، کار میکنند و در بسیاری از موارد حاضر نیستند برای حضور اجتماعی خود از حکومت اجازه بگیرند.
جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته تلاش کرده است حجاب را نه صرفا یک انتخاب مذهبی، بلکه بخشی از نظم اجتماعی و سیاسی مورد نظر خود قرار دهد. اما تجربه چهار سال گذشته نشان داده است که میان قانون رسمی حکومت و رفتار بخش بزرگی از جامعه، فاصلهای عمیق ایجاد شده است.
از یک سو، مقامهای حکومتی همچنان حجاب اجباری را مطالبه میکنند و رسانههای محافظهکار، بیحجابی را «تهدید امنیتی» معرفی میکنند؛ از سوی دیگر، حتی در تهران و در اماکن عمومی، زنان بیشتری بدون روسری ظاهر میشوند. آسوشیتدپرس گزارش داده است که برخی مقامهای حکومت در شرایط جنگ، تحریم و بحران اقتصادی، نگران هستند که برخورد شدیدتر با حجاب موجب شکلگیری اعتراضات تازه شود.
این وضعیت نشان میدهد مسئله دیگر فقط حجاب نیست؛ مسئله، حق انتخاب و حق زندگی بدون دخالت اجباری حکومت در خصوصیترین بخشهای زندگی انسانهاست.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که مردم ایران با بحرانهای سنگینتری نیز دستوپنجه نرم میکنند؛ از فشار اقتصادی و کاهش قدرت خرید گرفته تا پیامدهای جنگ، تحریمها، سرکوب سیاسی و نگرانی از آینده.
در چنین شرایطی، یک مسابقه دو شاید در نگاه اول اتفاقی ساده و روزمره به نظر برسد؛ اما حضور زنان در فضای عمومی با انتخاب پوشش خود نشان میدهد که زندگی اجتماعی مردم متوقف نشده است.
حکومت میتواند معترض را بازداشت کند، فعال را احضار کند، برای منتقد پرونده بسازد و برای یک زن به دلیل پوشش او مجازات تعیین کند؛ اما کنترل رفتار میلیونها انسان در تمام لحظات زندگی، حتی برای یک حکومت امنیتی نیز آسان نیست.
تصویر زنی که صبح زود کفش ورزشی به پا میکند و برای دویدن از خانه خارج میشود، در هر کشور دیگری ممکن است کاملا عادی باشد، اما در ایران، همین تصویر میتواند یادآور یک نبرد اجتماعی بزرگتر باشد؛ نبردی که پس از ژینا امینی وارد مرحلهای تازه شد.
زنان ایرانی در چهار سال گذشته هزینه سنگینی برای انتخابهای شخصی خود پرداختهاند؛ از بازداشت و احضار گرفته تا محرومیت از خدمات و فشارهای قضایی. با این حال، بسیاری از آنها همچنان در برابر تحمیل سبک زندگی از سوی حکومت مقاومت میکنند.
برای جامعهای که درگیر بحران اقتصادی، سرکوب سیاسی و فشارهای امنیتی است، این پافشاری بر زندگی عادی معنای مهمی دارد. دویدن زنان در تهران شاید فقط یک مسابقه باشد، اما وقتی زنی بتواند بدون ترس از تحمیل حجاب اجباری در فضای عمومی ورزش کند، تصویر دیگری از جامعهای را نشان میدهد که حکومت هنوز نتوانسته تمام انتخابهایش را کنترل کند.
چهار سال پس از ژینا، زنان ایرانی همچنان میدوند و شاید مهمتر از رسیدن به خط پایان، این باشد که هنوز حاضر نیستند از مسیر انتخاب و آزادی خود کنار بکشند.




