«جمهوری اسلامی اصلاحپذیر نیست»؛ اعترافی درباره ماهیت ایدئولوژیک قدرت

در برنامه تلویزیونی «دیدبان ۸»، یک نوجوان در اظهاراتی صریح و بیپرده، ساختار جمهوری اسلامی ایران را «ذاتا غیرقابل اصلاح» توصیف کرد و مدعی شد بنیان فکری این نظام بهگونهای طراحی شده که هرگونه مخالفت سیاسی را بهعنوان تقابل با امر مقدس تعریف میکند.
این گفتوگو بار دیگر بحث قدیمی درباره پیوند قدرت سیاسی و ایدئولوژی دینی در ایران را برجسته میکند. این نوجوان در توضیحات خود مدعی شد که نظریه «ولایت فقیه» در ساختار جمهوری اسلامی، صرفا یک سازوکار اداری یا حقوقی نیست، بلکه یک بنیان اعتقادی است که قدرت سیاسی را در سطحی فراتر از نقد سیاسی قرار میدهد.
او با اشاره به مفهوم ولایت فقیه، استدلال کرد که وقتی حاکمیت در جایگاه «نمایندگی دینی» تعریف میشود، مخالفت سیاسی میتواند بهصورت خودکار به مخالفت با امر مقدس تعبیر شود و همین امر، امکان اصلاحات تدریجی را از بین میبرد.
این نوجوان در بخش دیگری از این گفتوگو، به نقش علی خامنهای بهعنوان عالیترین مقام تصمیمگیرنده اشاره کرد. مصاحبهشونده مدعی است که تمرکز اختیارات در سطح رهبری، عملا تفکیک قوا را به یک ساختار وابسته تبدیل کرده و مسیر اصلاحات درونسیستمی را مسدود میکند.
وی در ادامه، با رد امکان اصلاح ساختاری، تصریح میکند که هر نوع تغییر واقعی (از اصلاحات قانونی تا تغییرات بنیادین) در نهایت با تعریف حاکمیت از «مخالفت با نظام» مواجه میشود. از نگاه او، همین موضوع باعث میشود که گزینه «اصلاح تدریجی» در عمل بیمعنا شود.
اظهارات مطرحشده در این برنامه، تصویری بسیار تند از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، قدرت سیاسی و مشروعیت دینی چنان در هم تنیده شدهاند که هرگونه نقد جدی، در چارچوبی امنیتی یا ایدئولوژیک تعریف میشود.
در چنین روایتی، جمهوری اسلامی نه یک نظام سیاسی قابل اصلاح، بلکه ساختاری معرفی میشود که بقای خود را به حفظ تعریف ایدئولوژیک از قدرت گره زده است، برداشتی که در فضای رسانههای منتقد، بهویژه رسانههای مسیحی و اپوزیسیونی، بازتاب گستردهای دارد.




