مارکو روبیو: جمهوری اسلامی در آستانه شدیدترین بحران اقتصادی تاریخ معاصر ایران است

مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، هشدار داد که جمهوری اسلامی در هفتههای آینده با فشار اقتصادی بیسابقهای روبهرو خواهد شد؛ فشاری که به گفته او با توقف درآمدهای نفتی و ادامه محاصره دریایی تشدید میشود. همزمان، دادههای اقتصادی از سقوط ارزش ریال، تورم نزدیک به ۷۰ درصد و پیشبینی انقباض اقتصادی ایران حکایت دارد؛ بحرانی که هزینه آن پیش از هر چیز بر دوش مردم ایران سنگینی میکند.
مارکو روبیو وزیر خارجه ایالات متحده، در گفتوگویی اختصاصی با روزنامه یونانی «کاتیمرینی» گفت هدف نهایی عملیات نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است و حکومت ایران در هفتههای آینده با فشار اقتصادی بسیار شدیدی مواجه خواهد شد.
روبیو با اشاره به وضعیت اقتصادی ایران گفت جمهوری اسلامی در آستانه چیزی قرار دارد که او آن را «فاجعهبارترین بحران اقتصادی در تاریخ ایران مدرن» توصیف کرد و مسئولیت آن را متوجه رهبران روحانی جمهوری اسلامی دانست.
او همچنین مدعی شد که وضعیت تردد در تنگه هرمز تغییر کرده و ایران دیگر کنترل این مسیر راهبردی را در اختیار ندارد. به گفته روبیو، مسیر جنوبی تنگه که نیروهای آمریکایی آن را مینروبی کردهاند، اکنون شاهد عبور نفت در حدود ۸۰ درصد سطح پیش از آغاز درگیریهاست.
با این حال، وضعیت تنگه هرمز همچنان پیچیده و پرتنش است. دادههای جدید رویترز نشان میدهد در حالی که صادرات نفت کشورهای منطقه، بهجز ایران، در ماه سپتامبر تا بیش از ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ بازگشته بود، حملات به نفتکشها همچنان ادامه دارد و هفته منتهی به پنجم اکتبر بالاترین تعداد حملات به نفتکشها از زمان آغاز جنگ را ثبت کرده است.
روبیو در گفتوگو با کاتیمرینی همچنین گفت: «نفتی که ایران در دوره تفاهم با آمریکا توانسته بود صادر کند، اکنون عمدتا در اقیانوس آرام قرار دارد و تهران در آستانه فروش آخرین محمولههای خود است.» او مدعی شد پس از پایان این ذخایر، جمهوری اسلامی دیگر منبع قابل اتکایی از درآمد نفتی در اختیار نخواهد داشت.
این بخش از سخنان وزیر خارجه آمریکا با گزارشهای مستقل درباره سقوط صادرات نفت ایران همخوانی دارد. رویترز در ماه سپتامبر گزارش داده بود که محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت خام ایران را بهشدت کاهش داده و بارگیری نفت ایران از حدود دو میلیون بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در ماه اوت سقوط کرده است.
بحران اقتصادی ایران نیز تنها یک ادعای سیاسی از سوی واشینگتن نیست. صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶ انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد ایران و تورم مصرفکننده ۶۸.۹ درصدی را پیشبینی کرده است. در همین حال، رویترز گزارش داده که ارزش ریال در اوایل اکتبر به پایینترین سطح خود رسید و نرخ تورم از ۷۰ درصد عبور کرده است.
روبیو در بخش دیگری از سخنان خود، برنامه موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی را بخشی از راهبرد تهران برای ایجاد یک «سپر متعارف» توصیف کرد؛ به این معنا که حکومت ایران میخواسته با ایجاد توان نظامی گسترده، در پشت این تواناییها، برنامه هستهای خود را پیش ببرد.
او تاکید کرد: «هدف نهایی این است که آنها نتوانند سلاح هستهای داشته باشند. رژیم ایران هرگز نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد؛ این از همان ابتدا روشن بوده است.»
وزیر خارجه آمریکا همچنین گفت دولت دونالد ترامپ به همین دلیل برنامه موشکی، کارخانههای تولید پهپاد، نیروی دریایی و نیروی هوایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
روبیو جمهوری اسلامی را بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان» خواند و گفت درآمدهای نفتی ایران در دوره تفاهم با آمریکا، به جای آنکه برای بازسازی و بهبود وضعیت اقتصادی کشور هزینه شود، صرف حمایت از گروههای مسلح منطقه و توسعه برنامه موشکی و پهپادی شده است.
در همین زمینه، گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی همزمان با ادامه حمایتهای تهران از متحدان منطقهای خود ادامه دارد. رویترز در هفتم اکتبر گزارش داد منابعی از انتقال حدود ۲۰۰ میلیون دلار از ایران به حزبالله لبنان برای کمک به خانوادههای آواره خبر دادهاند؛ هرچند این انتقال از سوی مقامهای ایرانی تایید نشده و وزارت خارجه آمریکا نیز وجود چنین پرداختی را رد کرده است.
روبیو همچنین در پاسخ به پرسشی درباره آینده حکومت ایران پس از پایان جنگ گفت: «اکنون نیز یک رژیم نظامی در آنجا بر سر کار است.»
در نهایت، وزیر خارجه آمریکا بار دیگر موضع واشینگتن درباره برنامه هستهای ایران را تکرار کرد و گفت تا زمانی که دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا باشد، جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
اما در پس این رویارویی میان تهران و واشینگتن، یک واقعیت مهم وجود دارد که نباید از نظر دور بماند: هرچه فشار اقتصادی و جنگ بیشتر شود، لزوما هزینه اصلی آن را رهبران جمهوری اسلامی نمیپردازند؛ بخش بزرگی از این هزینه میتواند مستقیما به زندگی مردم ایران منتقل شود.
سقوط ارزش پول ملی، تورم سنگین، کاهش قدرت خرید، اختلال در تجارت و محدود شدن درآمدهای نفتی، فشارهایی هستند که مستقیما سفره خانوادههای ایرانی را هدف قرار میدهند. حتی گزارشهای اقتصادی بینالمللی که از شدت گرفتن بحران سخن میگویند، نشان میدهند که مسئله تنها تراز مالی حکومت نیست؛ بلکه با بحران معیشت میلیونها شهروند ایرانی روبهرو هستیم.
از سوی دیگر، ادامه سیاستهای منطقهای و نظامی جمهوری اسلامی، در شرایطی که اقتصاد کشور با چنین فشارهایی دستوپنجه نرم میکند، پرسش مهمی را درباره اولویتهای حکومت ایجاد کرده است: آیا منابع محدود کشور باید صرف رفاه و آینده مردم ایران شود یا همچنان برای برنامههای نظامی و شبکه گروههای مسلح منطقه هزینه شود؟
برای ایرانیانی که سالها با تورم، کاهش ارزش پول، بیکاری و کاهش قدرت خرید زندگی کردهاند، تشدید این بحران صرفا یک خبر درباره سیاست خارجی آمریکا نیست؛ بلکه میتواند به معنای افزایش بیشتر هزینههای زندگی و کوچکتر شدن سفره خانوادهها باشد.
در این میان، اختلاف میان ادعاهای واشینگتن و تهران درباره وضعیت تنگه هرمز نیز ادامه دارد. در حالی که روبیو میگوید ایران کنترل تنگه را از دست داده، یک مقام مرتبط با سپاه پاسداران روز گذشته تاکید کرد جمهوری اسلامی همچنان کنترل کامل این آبراه را در اختیار دارد و تهدید کرد مسیرهایی را که تهران «غیرقانونی» میداند خواهد بست.
آنچه در نهایت روشن است، این است که جنگ، تحریم و فروپاشی درآمدهای نفتی میتوانند بحران اقتصادی ایران را عمیقتر کنند؛ اما مسئولیت حفاظت از جان و معیشت مردم نیز نباید در میان منازعات ژئوپلیتیک فراموش شود. آینده ایران تنها به سرنوشت برنامه هستهای یا تنگه هرمز وابسته نیست؛ بلکه به این پرسش نیز گره خورده است که منابع کشور در نهایت برای مردم ایران هزینه خواهند شد یا برای ادامه سیاستهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی.




