اخبار ایران

سخنگوی سپاه، از احتمال حمله نظامی آمریکا و سلاح‌های پیشرفته‌تر ایران خبر داد

در حالی که مردم ایران هنوز با پیامدهای جنگ، فشار اقتصادی و آینده‌ای نامطمئن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، سخنگوی سپاه پاسداران بار دیگر از احتمال حمله نظامی آمریکا سخن گفته و مدعی شده است که جمهوری اسلامی به سلاح‌های پیشرفته‌تری دست یافته است. هم‌زمان، گزارش‌ها از گفت‌وگوهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره احتمال ازسرگیری حملات حکایت دارند. میان تهدیدهای نظامی تهران و محاسبات سیاسی واشینگتن و تل‌آویو، این مردم ایران‌اند که ممکن است بار دیگر امنیت، جان و معیشت خود را در معرض خطر ببینند.

حسین محبی سخنگوی سپاه پاسداران، روز جاری چهارشنبه ۲۲ مهر برابر با 14 اکتبر در گفت‌وگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی، احتمال حمله دوباره آمریکا به ایران را منتفی ندانست. او گفت آغاز جنگی تازه برای واشینگتن غیرمنطقی است، اما مدعی شد دولت ترامپ ممکن است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به یک دستاورد نیاز داشته باشد.

محبی همچنین ادعا کرد جمهوری اسلامی در جنگ ۴۰روزه عمدتا از تسلیحات نسل قدیم استفاده کرده و از آن زمان به سلاح‌های بسیار پیشرفته‌تری دست یافته است؛ ادعایی که برای آن، جزئیاتی درباره نوع تسلیحات، زمان دستیابی یا شواهد قابل ارزیابی ارائه نکرد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ روز ۸ اکتبر اعلام کرد آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد. با این حال، گزارش ۱۳ اکتبر آکسیوس به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی حاکی از آن است که ترامپ و نتانیاهو درباره احتمال آغاز دوباره عملیات نظامی علیه ایران گفت‌وگو کرده‌اند. طبق همین گزارش، ترامپ ابتدا به این گزینه علاقه نشان داده، اما بعد محتاط‌تر شده است. بنابراین، اظهارات علنی ترامپ و گزارش‌های مربوط به رایزنی‌های پشت‌پرده، تصویری از وضعیتی متغیر و نامطمئن ارائه می‌کنند، نه تضمینی قطعی برای صلح و نه تاییدی بر تصمیم نهایی برای حمله.

سخنگوی سپاه از دستیابی به تسلیحات پیشرفته‌تر سخن می‌گوید، اما توضیح نمی‌دهد این سلاح‌ها دقیقا چه هستند، چه زمانی به دست آمده‌اند و چه شواهد مستقلی برای ارزیابی این ادعا وجود دارد. در شرایطی که احتمال درگیری دوباره مطرح است، چنین اظهاراتی بدون اطلاعات قابل سنجش بیش از آنکه به روشن شدن وضعیت کمک کند، بر ابهام و نگرانی‌ها می‌افزاید.

اگر توان نظامی جمهوری اسلامی واقعا افزایش یافته است، پرسش‌های مهمی درباره ماهیت این توان، هزینه توسعه آن و پیامدهای احتمالی‌اش مطرح می‌شود. اگر هم هدف این سخنان بازدارندگی و نمایش قدرت است، باز باید پرسید آیا تکرار تهدیدها و وعده‌های نظامی، بدون ارائه اطلاعات روشن، امنیت مردم را بیشتر می‌کند یا خطر محاسبه اشتباه و تشدید تنش را بالا می‌برد؟

مردم ایران سزاوار آن‌اند که درباره تصمیم‌هایی که ممکن است زندگی‌شان را زیرورو کند، به اطلاعات دقیق دسترسی داشته باشند، نه اینکه تنها از طریق سخنرانی‌های نظامی و ادعاهای اثبات‌نشده از آینده خود باخبر شوند.

وقتی سیاستمداران درباره انتخابات حساب می‌کنند، مردم با خطر جنگ روبه‌رو می‌شوند. بر اساس گزارش آکسیوس، احتمال عملیات نظامی دوباره علیه ایران در گفت‌وگوهای ترامپ و نتانیاهو مطرح شده است. این گزارش همچنین به نگرانی نتانیاهو درباره بازسازی توان هسته‌ای ایران اشاره می‌کند. در عین حال، ترامپ علنا گفته است که تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا حمله‌ای انجام نخواهد شد.

این تناقض ظاهری میان موضع علنی و رایزنی‌های گزارش‌شده، نشان می‌دهد که نباید اظهارات هیچ مقام سیاسی را به‌تنهایی تضمین‌کننده آینده دانست. تصمیم‌های نظامی ممکن است تحت تاثیر محاسبات امنیتی، مذاکرات هسته‌ای و ملاحظات داخلی کشورها قرار گیرند، اما پیامدهای آن‌ها محدود به اتاق‌های تصمیم‌گیری نیست.

برای مردم ایران، جنگ یک بحث انتزاعی درباره قدرت و بازدارندگی نیست. هر حمله احتمالی می‌تواند زیرساخت‌ها، شبکه برق، حمل‌ونقل، ارتباطات، مراکز درمانی و فعالیت اقتصادی را در معرض آسیب قرار دهد. حتی بدون حمله تازه نیز ادامه تنش می‌تواند نااطمینانی اقتصادی را تشدید کند و زندگی خانواده‌هایی را که از قبل زیر فشارند، دشوارتر سازد.

محسن رضایی نیز پیش‌تر تهدید کرده بود که در صورت حمله دوباره آمریکا، نیروهای جمهوری اسلامی کابل‌ها، مراکز داده و تاسیسات هوش مصنوعی در خاورمیانه را هدف قرار خواهند داد. چنین تهدیدهایی دامنه خطر را از میدان‌های نظامی فراتر می‌برد و نگرانی درباره زیرساخت‌هایی را افزایش می‌دهد که خدمات روزمره، ارتباطات و فعالیت اقتصادی میلیون‌ها نفر به آن‌ها وابسته است.

هرگونه حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از محاسبات نظامی داشته باشد. غیرنظامیان ایرانی و مردم دیگر کشورهای منطقه نباید هزینه رقابت‌ها و تصمیم‌های نظامی را با از دست دادن امنیت، خدمات ضروری و فرصت‌های اقتصادی بپردازند.

حکومت ایران باید روشن کند که هدف از چنین تهدیدهایی چیست و چه سازوکاری برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی در نظر گرفته شده است. تهدید متقابل، به‌تنهایی راهبردی برای حفاظت از مردم نیست؛ به‌ویژه اگر به افزایش احتمال درگیری گسترده‌تر منجر شود.

یکی از پرسش‌های اساسی که در میان تهدیدهای نظامی کمتر به آن پرداخته می‌شود، هزینه انسانی و اقتصادی جنگ است. شهروندان عادی نه در مذاکرات محرمانه واشینگتن و تل‌آویو حضور دارند و نه در تصمیم‌گیری‌های نظامی تهران نقشی مستقیم ایفا می‌کنند؛ اما در صورت گسترش درگیری، ممکن است نخستین کسانی باشند که زندگی‌شان آسیب می‌بیند.

مردمی که برای تامین غذا، دارو، اجاره خانه و نیازهای روزمره با دشواری روبه‌رو هستند، حق دارند بدانند حکومت چه برنامه‌ای برای حفاظت از جان شهروندان، تداوم خدمات ضروری و جلوگیری از فروپاشی بیشتر معیشت در صورت بروز جنگ دارد. آیا برنامه‌ای شفاف برای حفاظت از غیرنظامیان وجود دارد؟ آیا درباره هزینه‌های احتمالی یک درگیری تازه و راه‌های کاهش آن به مردم توضیح داده شده است؟ و آیا دیپلماسی و راه‌های کاهش تنش، با همان جدیتی دنبال می‌شوند که درباره قدرت نظامی سخن گفته می‌شود؟

این‌ها پرسش‌هایی حاشیه‌ای نیستند؛ بخشی از مسئولیت هر حکومتی در برابر مردمی‌اند که امنیت و زندگی‌شان به تصمیم‌های آن وابسته است.

امنیت مردم باید بر نمایش قدرت و محاسبات سیاسی مقدم باشد. نه ادعای دستیابی به سلاح‌های پیشرفته به‌تنهایی امنیت را تضمین می‌کند و نه وعده یک رئیس‌جمهور خارجی درباره خودداری از حمله می‌تواند به‌تنهایی آینده را قطعی سازد. آنچه اهمیت دارد، کاهش خطر جنگ، شفافیت درباره تصمیم‌های حساس و پاسخ‌گویی در برابر پیامدهای آن‌هاست.

جمهوری اسلامی باید به‌جای اکتفا به تهدید و نمایش قدرت، درباره هزینه‌های نظامی، اهداف راهبردی و برنامه حفاظت از شهروندان توضیح دهد. هم‌زمان، آمریکا و اسرائیل نیز باید پیامدهای انسانی و منطقه‌ای هر اقدام نظامی احتمالی را جدی بگیرند. امنیت پایدار با تشدید بی‌پایان تهدیدها به دست نمی‌آید، بلکه به تصمیم‌هایی نیاز دارد که از گسترش جنگ جلوگیری کرده و راه دیپلماسی را باز نگه دارند.

مردم ایران نباید به تماشاگران بی‌اختیار تصمیم‌هایی تبدیل شوند که ممکن است خانه، آینده و جانشان را به خطر بیندازد. پرسش اصلی این نیست که کدام طرف بلندتر تهدید می‌کند؛ پرسش این است که چه کسی برای جلوگیری از جنگ، حفاظت از غیرنظامیان و پاسخ‌گویی درباره هزینه‌های این بحران مسئولیت می‌پذیرد؟

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
محافظت‌شده توسط
Shield Security