فریاد دادخواهی برای ناپدیدشدگان قهری جمهوری اسلامی از استکهلم تا تهران

در آستانه روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری، گزارشی درباره تجمع گروهی از مسیحیان ایرانی در استکهلم منتشر شده است؛ تجمعی که گفته میشود در اعتراض به ناپدیدسازی قهری مخالفان جمهوری اسلامی و برای زنده نگهداشتن یاد قربانیانی چون «سعید زینالی» برگزار شده است.
گزارشی درباره برگزاری تجمع گروهی از مسیحیان ایرانی در استکهلم، همزمان با روز جهانی «قربانیان ناپدیدسازی قهری» منتشر شده است؛ تجمعی که گفته میشود با هدف یادآوری قربانیان ناپدیدسازی قهری در ایران و اعتراض به سیاستهای جمهوری اسلامی برگزار شده است. با این حال، بررسی منابع مستقل تاکنون گزارش مستقلی از برگزاری این تجمع در ۳۰ اوت ۲۰۲۶ پیدا نکرده و شواهد موجود نشان میدهد روایتی بسیار مشابه پیشتر در سال ۲۰۲۳ منتشر شده است.
بر اساس این روایت، شرکتکنندگان با اشاره به افرادی که پس از بازداشت یا ربودهشدن، سرنوشتشان برای خانوادهها نامعلوم مانده است، بر ضرورت دادخواهی و جلوگیری از فراموششدن این پروندهها تاکید کردهاند. در واقع روایتی بسیار مشابه پیشتر در ۳۰ اوت ۲۰۲۳ در وبسایت «من هم یک مسیحی هستم» منتشر شده بود. در آن گزارش نیز از تجمع شهروندان مسیحی ایرانی در استکهلم به مناسبت روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری سخن گفته شده و محل تجمع «Mynttorget» اعلام شده بود. به همین دلیل، نمیتوان بدون مدرک تازه، تمامی جزئیات متن منتشرشده درباره تجمع سال ۲۰۲۶، از جمله محل برگزاری در مقابل ایستگاه مرکزی قطار استکهلم، را بهعنوان واقعیتی تاییدشده بازنشر کرد، اما اصل مناسبت کاملا مستند است.
سازمان ملل متحد، ۳۰ اوت را بهعنوان «روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری» تعیین کرده است؛ روزی که هدف آن افزایش آگاهی درباره سرنوشت افرادی است که در بسیاری از کشورها پس از بازداشت یا ربودهشدن، از حمایت قانون خارج شده و محل نگهداری یا سرنوشتشان از خانوادهها پنهان میشود. اسناد سازمان ملل تاکید دارند که ناپدیدسازی قهری در حقوق بینالملل ممنوع است و میتواند در شرایطی مصداق جنایت علیه بشریت باشد.
دبیرکل سازمان ملل نیز در پیامی درباره این پدیده تاکید کرده بود که ناپدیدسازی قهری در سراسر جهان بهعنوان روشی برای سرکوب، ایجاد وحشت و خاموشکردن مخالفان همچنان مورد استفاده قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، مسئله ناپدیدشدگان قهری تنها به سرنوشت یک فرد محدود نمیشود؛ خانواده فرد ناپدیدشده نیز سالها در وضعیت بلاتکلیفی قرار میگیرد، زیرا نمیداند عزیزش زنده است، در کجا نگهداری میشود یا چه بر سر او آمده است.
یکی از شناختهشدهترین پروندههای ناپدیدسازی قهری در ایران، پرونده «سعید زینالی» است. زینالی دانشجوی دانشگاه تهران، در پی اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸، در ژوئیه ۱۹۹۹ بازداشت شد. خانواده او از آن زمان تاکنون از سرنوشتش اطلاع موثقی دریافت نکردهاند.
بر اساس گزارشی که شورای ملی ایرانیان آمریکا درباره پرونده او منتشر کرده، نام سعید زینالی در فهرست موارد ناپدیدسازی قهری گروه کاری سازمان ملل قرار گرفته است. خانواده او طی سالهای گذشته بارها برای یافتن نشانی از او و دریافت پاسخ درباره سرنوشتش تلاش کردهاند، اما نتیجه روشنی به دست نیامده است.
پرونده زینالی تنها یک پرونده شخصی نیست؛ بلکه نمادی از دهها و صدها پروندهای است که در آنها خانوادهها سالها با یک پرسش بیپاسخ زندگی کردهاند: «عزیز ما کجاست؟»
در گزارش سال ۲۰۲۳، سایت «من هم یک مسیحی هستم» نیز سعید زینالی یکی از چهرههایی بود که در تجمع شهروندان مسیحی ایرانی در استکهلم از او یاد شد.
در نگاه حقوق بشری، ناپدیدسازی قهری فقط محرومکردن یک فرد از آزادی نیست؛ بلکه اقدامی است که همزمان حقوق فرد ناپدیدشده و خانواده او را نقض میکند.
سازمان عفو بینالملل در بررسیهای خود درباره ایران، پنهانکردن سرنوشت قربانیان و محل دفن آنان، بهویژه در ارتباط با اعدامهای دهه ۶۰ را مصداق ناپدیدسازی قهری دانسته است. این سازمان همچنین تاکید کرده که رنج و بلاتکلیفی تحمیلشده بر خانوادهها، خود میتواند نوعی رفتار ظالمانه و غیرانسانی باشد.
سازمان حقوق بشر ایران نیز در بررسیهای خود درباره ناپدیدشدگان قهری در ایران نوشته است که این پدیده سابقهای طولانی دارد و بهدلیل محدودیت آزادی رسانهها و نبود امکان تحقیقات مستقل، آمار دقیق قربانیان در ایران مشخص نیست.
این سازمان در گزارشی درباره پیگیری پرونده ناپدیدشدگان قهری نیز تاکید کرده است که ثبت این موارد در سازوکارهای سازمان ملل اهمیت دارد، زیرا حتی زمانی که حکومت از پاسخگویی خودداری میکند، ثبت نام قربانیان میتواند پرونده آنها را در روندهای بینالمللی زنده نگه دارد.
اگر روایت مربوط به تجمع سال ۲۰۲۶ در استکهلم در نهایت با شواهد مستقل تایید شود، اهمیت آن تنها در برگزاری یک تجمع اعتراضی در خارج از ایران نخواهد بود. طرح دوباره پرونده ناپدیدشدگان قهری، در واقع یادآوری این حقیقت است که حکومتها میتوانند با پنهانکردن سرنوشت یک فرد، ترس را به خانواده و جامعه منتقل کنند.
فرد ناپدید میشود، اما پرسش باقی میماند. خانواده منتظر میماند، نسل بعد نام او را تکرار میکند و پروندهای که حکومت میخواهد بسته و فراموششده باشد، دوباره در برابر افکار عمومی قرار میگیرد. به همین دلیل است که دادخواهی درباره ناپدیدشدگان قهری، صرفا تلاش برای یافتن یک فرد نیست؛ تلاش برای بازگرداندن حقیقت به جامعه است.
در مورد ایران، پروندههایی مانند سعید زینالی نشان میدهند که گذشت زمان الزاما به معنای پایان یک پرونده نیست. ۲۷ سال گذشته، اما پرسش خانواده زینالی همچنان پابرجاست. تا زمانی که این پرسشها پاسخ نگرفتهاند، نام سعید زینالی و دیگر ناپدیدشدگان قهری ایران، همچنان بخشی از حافظه زنده دادخواهی باقی خواهند ماند.
اگر تجمع اخیر استکهلم نیز با اسناد و تصاویر مستقل تایید شود، میتوان آن را ادامه همان تلاش برای زنده نگهداشتن این حافظه دانست؛ تلاشی که میخواهد به جمهوری اسلامی یادآوری کند که ناپدیدکردن یک انسان، به معنای ناپدیدکردن حقیقت نیست.




