اخبار ایران

مرعشی: ایران دیگر با ادبیات دهه ۶۰ اداره نمی‌شود؛ مطالبه نسل تازه «زندگی» است

«سیدحسین مرعشی» دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در ترسیم چشم‌انداز ایران پس از جنگ، از ضرورت تغییر اولویت‌های کشور از «مقاومت» به «زندگی» سخن گفته است؛ روایتی که در آن اقتصاد، رفع تحریم‌ها، کاهش تنش خارجی و مهم‌تر از همه، تغییر نسل و دگرگونی مطالبات جامعه ایرانی، به عوامل تعیین‌کننده مسیر آینده کشور تبدیل شده‌اند.

مرعشی در یادداشتی در روزنامه «سازندگی» خطاب به مسئولان، مسئله اصلی پس از پایان جنگ را انتخاب راهبرد آینده کشور دانسته و هشدار داده است که ایران نمی‌تواند همزمان برای جنگ و صلح برنامه‌ریزی کند و قدرت خود را در دو مسیر متضاد به کار گیرد. از نگاه او، ماندن در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» هزینه‌ای سنگین برای کشور دارد. وی معتقد است ایران امروز دیگر همان جامعه دهه ۶۰ نیست و حکمرانی نیز نمی‌تواند با ادبیات و انتظارات آن دوره ادامه پیدا کند.

این نگاه به معنای نادیده گرفتن قدرت دفاعی ایران نیست؛ بلکه مرعشی معتقد است ظرفیت‌هایی که در جریان جنگ ایجاد یا تقویت شده‌اند، باید در نهایت به ابزاری برای تامین منافع ملی و رسیدن به صلح تبدیل شوند. او درباره استفاده از ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران، از جمله تنگه هرمز نیز، بر ضرورت به‌کارگیری این قدرت در جهت منافع کشور تاکید کرده است.

در این چارچوب، مسئله‌ای که مرعشی روی آن دست می‌گذارد، تفاوت میان «قدرت» و «کارکرد قدرت» است. پرسش اصلی از نظر او این نیست که ایران چه میزان توانایی دفاعی یا چانه‌زنی دارد، بلکه این است که این قدرت قرار است در نهایت چه چیزی برای مردم ایران به همراه داشته باشد.

مرعشی صریح‌ترین بخش تحلیل خود را به اقتصاد اختصاص داده است. او می‌گوید: «مسئله واقعی کشور جنگ نیست بلکه اقتصاد است.» از نگاه دبیرکل حزب کارگزاران، جامعه‌ای که در دوره جنگ مقاومت کرده، اکنون انتظار دارد هزینه‌های این دوره در قالب بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی جبران شود. او می‌گوید: «حالا دیگر جنگ تمام شده است؛ باید این مردم را اداره کرد و مشکلات آنها را حل کرد. نمی‌شود مردم پس از جنگ با تورم ۵۰ یا ۶۰ درصدی مواجه باشند.»

این نگاه، ادامه مواضعی است که مرعشی پیش‌تر نیز درباره اولویت اقتصاد مطرح کرده بود. او در شهریور ۱۴۰۴ گفته بود که راهبرد محوری جمهوری اسلامی باید برای یک دوره طولانی، رشد اقتصادی باشد و سیاست هسته‌ای، روابط منطقه‌ای و روابط خارجی نیز بر اساس منافع اقتصادی ایران تنظیم شوند.

مرعشی در همان چارچوب، مسئله اقتصاد را به اشتغال و قدرت خرید نیز پیوند زده و اظهار کرد: «این مردم انتظار ندارند میان درآمد و هزینه‌هایشان عدم تناسب وجود داشته باشد. همچنین انتظار ندارند، شغل و کاری که از دست داده‌اند را نتوانند دوباره به دست آورند.» از این منظر، پایان جنگ تنها زمانی برای جامعه معنا پیدا می‌کند که زندگی عادی دوباره امکان‌پذیر شود.

مرعشی معتقد است نمی‌توان بحران اقتصادی ایران را صرفا با تصمیم‌های داخلی حل کرد. به گفته او: «حل مسائل اقتصادی، بدون پی‌ریزی مناسب برای تعامل با جهان و تلاش برای رفع تحریم‌ها، امکان‌پذیر نیست.»

در مدل پیشنهادی او، توافق خارجی باید فراتر از توقف درگیری باشد. ایران باید بتواند ضمن حفظ حاکمیت و امنیت خود، به اقتصاد جهانی بازگردد، صادرات انرژی را افزایش دهد، خدمات فنی و مهندسی خود را توسعه دهد، به فناوری‌های جدید دسترسی داشته باشد و امکان جذب منابع مالی بین‌المللی را پیدا کند.

این رویکرد با مواضع قبلی او نیز هم‌خوان است. مرعشی در مرداد ۱۴۰۴ گفته بود ایران باید از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» خارج شود و وارد مرحله‌ای تازه در زندگی خود شود. از همین زاویه، برای مرعشی سیاست خارجی بخشی از سیاست اقتصادی است، نه حوزه‌ای جدا از آن.

اما شاید مهم‌ترین بخش دیدگاه او درباره آینده ایران، نه جنگ و نه اقتصاد، بلکه تغییر نسل باشد. او معتقد است جامعه ایران در چهار دهه گذشته چنان تغییر کرده که نمی‌توان آن را همچنان با معیارهای دهه ۶۰ توضیح داد. وی در اینباره می‌گوید: «جمهوری اسلامی نمی‌تواند با ادبیات و فرهنگ دهه ۶۰ کشور را اداره کند. زندگی کردن برای مردم ایران به یک مطالبه جدی تبدیل شده است.»

این بخش از سخنان او را باید در کنار مواضع دیگری قرار داد که درباره ضرورت «نوسازی» در ساختار حکمرانی مطرح کرده است. ایرنا نیز در خرداد ۱۴۰۵ از سخنان مرعشی درباره ضرورت نوسازی جامع ایران پس از جنگ و همراه‌شدن جمهوری اسلامی با «ادبیات ۱۴۰۵ مردم» گزارش داده بود.

از نگاه مرعشی، تغییر نسل فقط به معنای جوان‌تر شدن جمعیت نیست؛ بلکه جامعه ایرانی در سبک زندگی، سطح آموزش، شهرنشینی، ارتباطات، دسترسی به اطلاعات و انتظارات اقتصادی و اجتماعی تغییر کرده است.

او برای توضیح این تحول، به تغییرات صنعت خودرو اشاره کرده و رشد تولید و مصرف خودرو از اواخر دهه ۶۰ تا امروز را، نشانه‌ای از تغییر عمیق سبک زندگی ایرانیان می‌داند.

جامعه‌ای که امروز با جهان ارتباط گسترده‌تری دارد، در فضای اطلاعاتی متفاوتی زندگی می‌کند و دسترسی بیشتری به الگوهای مختلف زندگی دارد، طبیعتا مطالبات متفاوتی نیز خواهد داشت. در نگاه مرعشی، این جامعه می‌خواهد کشورش ساخته شود، فرزندانش در مدارس و دانشگاه‌های مناسب تحصیل کنند، دانشجویان امکان ارتباط با جهان داشته باشند، گردشگران خارجی وارد ایران شوند و ایرانیان نیز بتوانند آزادانه‌تر به جهان سفر کنند.

شاید صریح‌ترین بخش نگاه مرعشی به تغییر نسل در همین جمله خلاصه شود: «همه مردم ایران دلشان نمی‌خواهد شهید بشوند. همه مردم ایران دلشان می‌خواهد با عزت و با آبرو و به خوبی زندگی کنند.» این جمله، در واقع نقطه اتصال همه بخش‌های تحلیل اوست.

وی قصد ندارد آمادگی جامعه برای دفاع از کشور را انکار کند؛ بحث او درباره اولویت‌های جامعه پس از عبور از یک دوره جنگ و بحران است. از نگاه او، دفاع از کشور و فداکاری در زمان تهدید، با خواست مردم برای داشتن یک زندگی عادی و محترمانه منافاتی ندارد. مسئله اینجاست که اگر جنگ و تهدید خارجی به وضعیت دائمی تبدیل شود، «زندگی» به حاشیه خواهد رفت و درست همین‌جاست که تغییر نسل اهمیت پیدا می‌کند.

نسلی که امروز وارد عرصه اجتماعی و سیاسی شده، الزاما همان تعریف نسل‌های پیشین از موفقیت، امنیت، رفاه و حتی وطن‌دوستی را ندارد. برای این نسل، امنیت می‌تواند در کنار اشتغال، آموزش، سفر، ارتباطات بین‌المللی، رفاه و امکان ساختن آینده تعریف شود.

مرعشی در بخش دیگری از تحلیل خود، بر یک واقعیت سیاسی تاکید می‌کند: «جامعه یکدست نیست؛ عده‌ای مخالف جنگ هستند و عده‌ای موافق آن.» از نظر او، سیاست‌گذاری نمی‌تواند بر فرض وجود یک جامعه کاملا یکپارچه بنا شود. جامعه ایران دارای گرایش‌ها، مطالبات و دیدگاه‌های متنوع است و ساختار سیاسی نیز باید این واقعیت را بپذیرد.

بر همین اساس، مرعشی معتقد است رهبری به جای اعمال یک خط سیاسی مشخص، باید بتواند برآیند جریان‌های واقعی جامعه را در ساختار سیاسی نمایندگی کند و وزن جریان‌های سیاسی نیز باید از طریق انتخابات و میزان حمایت اجتماعی آنها سنجیده شود.

او در همین زمینه برای محمد خاتمی نیز نقشی تاریخی قائل است و معتقد است مهم‌ترین رسالت او می‌تواند جمع‌بندی تجربیات ۴۷ ساله جمهوری اسلامی و انتقال این تجربه به رهبری باشد؛ تجربه‌ای که به باور مرعشی می‌تواند در تصمیم‌گیری درباره آینده کشور مورد استفاده قرار گیرد.

او در عین حال از چیزی ابراز نگرانی می‌کند که آن را تفرقه در تصمیم‌گیری‌های مربوط به سرنوشت کشور می‌داند. وی می‌گوید: «متاسفانه شاهد تفرقه در تصمیم‌گیری‌هایی هستیم که مستقیما به سرنوشت ایران و مردم وابسته است.»

این نگرانی در سخنان قبلی او نیز دیده شده است. مرعشی پیش‌تر از ضعف هماهنگی میان حوزه‌های دفاعی، دیپلماسی و اقتصاد انتقاد کرده و خواستار شکل‌گیری سازوکاری منسجم برای تصمیم‌گیری همزمان در این سه حوزه شده بود.

در واقع از نگاه او، آینده ایران تنها به تصمیم درباره جنگ یا صلح وابسته نیست؛ بلکه به چگونگی هماهنگ کردن سیاست خارجی، قدرت دفاعی، اقتصاد و مطالبات اجتماعی بستگی دارد.

اگر مجموعه سخنان مرعشی را کنار هم قرار دهیم، تصویری که به دست می‌آید فراتر از یک پیشنهاد برای سیاست خارجی یا اقتصاد است. او در حال ترسیم یک «ایران پس از جنگ» است؛ ایرانی که در آن مسئله اصلی دیگر فقط چگونگی مقاومت یا پاسخ به تهدید خارجی نیست، بلکه چگونگی اداره جامعه‌ای است که تغییر کرده است.

در این تصویر، قدرت نظامی باید به اهرمی برای تامین امنیت و رسیدن به صلح تبدیل شود؛ سیاست خارجی باید امکان بازگشت اقتصاد به جهان را فراهم کند؛ اقتصاد باید از وضعیت اضطراری خارج شود و مهم‌تر از همه، حکمرانی باید زبان جامعه جدید ایران را بفهمد.

مرعشی در واقع از شکاف میان «ایران امروز» و «ادبیات دیروز» سخن می‌گوید. جامعه‌ای که طی چهار دهه تغییر کرده، مطالبات جدیدی پیدا کرده است و شاید مهم‌ترین مطالبه آن چیزی باشد که مرعشی بارها بر آن تاکید کرده: «امکان زندگی.»

از این منظر، پرسش آینده ایران تنها این نیست که کشور چگونه از جنگ خارج می‌شود؛ پرسش بزرگ‌تر این است که پس از جنگ، چه نوع زندگی و چه نوع حکمرانی قرار است ساخته شود؟

و پاسخ مرعشی روشن است: «قدرتی که ایران در سال‌های بحران به دست آورده، اگر قرار است به سرمایه‌ای برای آینده تبدیل شود، باید در نهایت در خدمت صلح، اقتصاد و زندگی مردم قرار گیرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
محافظت‌شده توسط
Shield Security