علی اسلوب زیر گلوله وزارت اطلاعات کشته شد و پیکر او همچنان به خانواده تحویل نشده است

علی اسلوب شهروند کُرد ۳۵ ساله اهل پیرانشهر، شامگاه ۱۷ سپتامبر در نزدیکی روستای جلدیان هدف تیراندازی نیروهای وزارت اطلاعات قرار گرفت و جان باخت. منابع حقوق بشری میگویند او هنگام تردد با موتورسیکلت هدف شلیک چندین گلوله قرار گرفت و پس از مرگ، پیکرش توسط نیروهای امنیتی منتقل و از تحویل آن به خانواده خودداری شده است. وزارت اطلاعات نیز بدون اعلام نام، مدعی شده فرد کشتهشده عضو یک حزب اپوزیسیون کُرد بوده است، ادعایی که مستقلا تایید نشده است.
علی اسلوب شهروند کُرد ۳۵ ساله اهل پیرانشهر، شامگاه ۱۷ سپتامبر در نزدیکی روستای جلدیان هدف تیراندازی نیروهای وزارت اطلاعات قرار گرفت و جان باخت. منابع حقوق بشری میگویند او هنگام تردد با موتورسیکلت هدف شلیک چندین گلوله قرار گرفت و پس از مرگ، پیکرش توسط نیروهای امنیتی منتقل و از تحویل آن به خانواده خودداری شده است. وزارت اطلاعات نیز بدون اعلام نام، مدعی شده فرد کشتهشده عضو یک حزب اپوزیسیون کُرد بوده است، ادعایی که مستقلا تایید نشده است.
بر اساس گزارشهای چند نهاد حقوق بشری، علی اسلوب ۳۵ ساله و اهل روستای «کیلهسیپان» پیرانشهر، شامگاه پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ هنگام حرکت با موتورسیکلت در جادهای نزدیک روستای «جلدیان» هدف نیروهای وزارت اطلاعات قرار گرفت.
منابع نزدیک به خانواده او میگویند نیروهای امنیتی در مسیر کمین کرده بودند و با سلاحهایی از جمله دوشکا و کلاشنیکف به سوی او تیراندازی کردند. اسلوب در پی اصابت چند گلوله در محل جان باخت و نیروهای امنیتی پیکر او را با خود بردند. این جزئیات از سوی ههنگاو، شبکه حقوق بشر کردستان، کُردپا و ایرانوایر نیز گزارش شده است.
با وجود گذشت چند روز، خانواده اسلوب هنوز نتوانستهاند پیکر او را تحویل بگیرند.
بر اساس گزارش ههنگاو و شبکه حقوق بشر کردستان، خانواده علی اسلوب پس از اطلاع از کشتهشدن او به دادگستری و اداره اطلاعات پیرانشهر مراجعه کردند. به گفته منابع مطلع، دادستان پیرانشهر کشتهشدن او را تایید کرده و گفته است پیکر اسلوب در اختیار اداره اطلاعات قرار دارد و به خانواده تحویل داده نخواهد شد.
شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داده که پیکر اسلوب به ارومیه منتقل شده است. با این حال، درباره مبنای قانونی ادامه نگهداری پیکر و زمان احتمالی تحویل آن به خانواده، توضیح رسمی روشنی منتشر نشده است.
برای خانوادهای که یکی از اعضای خود را بهطور ناگهانی از دست داده، محرومیت از پیکر و امکان برگزاری مراسم سوگواری، رنج فقدان را چند برابر میکند.
سه روز پس از کشتهشدن اسلوب، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیهای بدون ذکر نام او اعلام کرد که فردی در جریان کمین نیروهای این وزارتخانه در پیرانشهر کشته شده است.
این نهاد امنیتی فرد کشتهشده را عضو عملیاتی یکی از احزاب اپوزیسیون کُرد معرفی کرده است. رسانههای حکومتی نیز تصاویری از پیکر فرد کشتهشده منتشر کردند. با این حال، منابع مستقل نتوانستهاند جزئیات این ادعا، از جمله نوع فعالیت فرد کشتهشده یا شرایط دقیق درگیری را بهطور مستقل تایید کنند.
بنابراین، درباره اینکه آیا اسلوب مسلح بوده، آیا تهدیدی فوری علیه جان نیروهای امنیتی وجود داشته و دقیقا چه اتفاقی در محل رخ داده است، اطلاعات مستقلی در دست نیست.
مسئله اصلی در چنین پروندههایی تنها هویت یا اتهام فرد کشتهشده نیست؛ بلکه نحوه استفاده نیروهای حکومتی از نیروی مرگبار و ضرورت آن است.
کمیته حقوق بشر سازمان ملل در تفسیر عمومی شماره ۳۶ درباره ماده ۶ میثاق حقوق مدنی و سیاسی تاکید کرده است که استفاده از نیروی بالقوه مرگبار توسط نیروهای انتظامی باید تنها در شرایطی انجام شود که برای حفاظت از جان یا جلوگیری از جراحت شدید ناشی از یک تهدید قریبالوقوع، کاملا ضروری باشد. همچنین چنین حوادثی باید بهصورت موثر و مستقل مورد تحقیق قرار گیرد.
در پرونده علی اسلوب، بر اساس اطلاعات منتشرشده، تاکنون توضیح مستقلی درباره ضرورت استفاده از سلاحهای مرگبار، شرایط تیراندازی یا روند تحقیق درباره عملکرد ماموران ارائه نشده است.
حتی پس از مرگ نیز خانوادهها از حقوق انسانی برخوردارند. جلوگیری از دسترسی خانواده به پیکر فرد متوفی، بدون ارائه توضیح روشن درباره مبنای قانونی و ضرورت آن، میتواند فشار روانی سنگینی بر بازماندگان وارد کند.
در مورد اسلوب، مسئله فقط یک تیراندازی مرگبار نیست؛ خانواده او اکنون با فقدان عزیزشان و همزمان با بیخبری و محرومیت از تحویل پیکر او روبهرو هستند.
این وضعیت ضرورت شفافسازی درباره محل نگهداری پیکر، علت ادامه این وضعیت و زمان تحویل آن به خانواده را بیشتر میکند.
کشتهشدن علی اسلوب در حالی گزارش شده که در هفتههای اخیر نیز گزارشهای متعددی از بازداشت، احضار و فشار امنیتی بر شهروندان کُرد منتشر شده است. در چنین فضایی، نبود اطلاعرسانی شفاف درباره عملیات نیروهای امنیتی، هویت و وضعیت افراد کشتهشده و سرنوشت پیکر آنان، امکان بررسی مستقل وقایع را دشوار میکند.
حفظ امنیت نمیتواند به معنای کنار گذاشتن حق حیات، ضرورت استفاده متناسب از نیروی مرگبار و حق خانوادهها برای دانستن حقیقت درباره سرنوشت عزیزانشان باشد.
از منظر حقوق بشر و همچنین از منظر مسیحی، جان انسان دارای کرامت است و حکومت نمیتواند صرفا با نسبتدادن یک اتهام امنیتی، ضرورت حفظ جان انسان و پاسخگویی درباره مرگ او را نادیده بگیرد.
پرونده علی اسلوب اکنون بیش از هر چیز به یک پاسخ روشن نیاز دارد: چه اتفاقی در آن جاده افتاد، چرا به سوی او شلیک شد و چرا پیکر او هنوز به خانوادهاش تحویل نشده است؟




