جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی وارد مرحلهای سرنوشتساز شد و تنگه هرمز کانون اصلی این رویارویی

با گسترش حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی و افزایش تنش در تنگه هرمز، تحلیلگران هشدار میدهند که درگیری، از چارچوب اولیه خود خارج شده و خطر کشیده شدن کشورهای منطقه به یک جنگ گستردهتر، بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
در حالی که کمتر از دو هفته از آغاز جنگ مستقیم میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران میگذرد، نشانهها حاکی از آن است که این درگیری وارد مرحلهای تازه و پیچیده شده؛ مرحلهای که به گفته بسیاری از تحلیلگران، دیگر شباهتی به یک رویارویی محدود ندارد و میتواند امنیت منطقه و اقتصاد جهانی را با چالشهای جدیتری روبهرو کند.
در چند روز اخیر، آمریکا دامنه عملیات نظامی خود را گسترش داده و علاوه بر مراکز نظامی، برخی زیرساختهای حملونقل و لجستیکی ایران را نیز هدف قرار داده است. همزمان، جمهوری اسلامی نیز حملات خود را به اهدافی در چند کشور منطقه توسعه داده و تهدید کرده است که در صورت ادامه فشارهای نظامی، دامنه عملیات خود را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
با وجود آنکه در هفتههای نخست، دو طرف تلاش میکردند سطح درگیری را کنترل کنند، اکنون بسیاری از ناظران معتقدند این موازنه شکننده در حال از بین رفتن است. گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی از جمله CNN ، نشان میدهد که امیدها برای بازگشت سریع به مذاکرات کاهش یافته و توافق اولیهای که در اواخر خردادماه میان دو طرف حاصل شده بود، عملا اعتبار خود را از دست داده است.
یکی از مهمترین تحولات روزهای اخیر، کشته شدن چند نظامی آمریکایی در حملات منتسب به جمهوری اسلامی در منطقه بوده است؛ رخدادی که مقامهای واشینگتن آن را نقطه عطفی در این جنگ توصیف کرده و وعده دادهاند پاسخ آن را با سرعت و شدت بیشتری خواهند داد. در مقابل، تهران نیز بر ادامه عملیات خود تاکید کرده و نشانهای از عقبنشینی بروز نداده است.
به باور کارشناسان، تنگه هرمز اکنون به مهمترین محور این رویارویی تبدیل شده است. جمهوری اسلامی کنترل این آبراه راهبردی را یکی از مهمترین ابزارهای فشار بر آمریکا و متحدانش میداند و تهدید کرده است که در صورت ادامه حملات، محدودیتهای بیشتری بر عبور و مرور کشتیها اعمال خواهد کرد؛ اقدامی که میتواند بازار جهانی انرژی را با شوک تازهای روبهرو کند.
برخی تحلیلگران همچنین هشدار میدهند که در صورت گسترش جنگ، احتمال کشیده شدن بحران به دریای سرخ و بابالمندب نیز وجود دارد؛ موضوعی که میتواند مسیرهای اصلی انتقال نفت و تجارت جهانی را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز مستقیما وارد بحران کند.
در همین حال، موسسه مطالعات جنگ (ISW) در تازهترین ارزیابی خود اعلام کرده است که جمهوری اسلامی در حملات اخیر، از موشکهای پیشرفتهتر و تاکتیکهای جدیدی استفاده کرده که عبور از سامانههای دفاعی را آسانتر کرده و میزان خسارت را افزایش داده است. این موسسه معتقد است تهران با وجود فشارهای شدید اقتصادی، همچنان راهبرد فرسایشی را دنبال میکند و امیدوار است با طولانی شدن جنگ، هزینههای سیاسی و اقتصادی آن برای واشینگتن افزایش یابد.
از سوی دیگر، دولت ترامپ نیز با فشارهای داخلی روبهرو است. افزایش بهای نفت، نگرانی درباره امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا، از جمله عواملی هستند که میتوانند بر تصمیمهای کاخ سفید در ادامه این جنگ تاثیر بگذارند.
در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند نه آغاز یک جنگ تمامعیار منطقهای و نه بازگشت فوری به دیپلماسی، هیچیک در کوتاهمدت محتملترین سناریو نیست. به باور آنان، منطقه احتمالا وارد دورهای از درگیریهای متناوب، حملات محدود اما پرهزینه و تلاشهای پراکنده برای میانجیگری خواهد شد؛ وضعیتی که آینده آن بیش از هر چیز به تصمیمهای سیاسی واشینگتن و تهران و واکنش بازیگران منطقهای بستگی دارد.




