درِ طلایی آمریکا، به روی مسیحیان جفادیده بسته شد

گزارش تازه دو سازمان مسیحی «درهای باز» و «امداد جهانی» نشان میدهد که در سال مالی ۲۰۲۶ آمریکا، هیچ پناهندهای از ۵۰ کشوری که مسیحیان در آنها با شدیدترین سطوح جفا روبهرو هستند، از مسیر برنامه اسکان مجدد آمریکا پذیرفته نشده است. این وضعیت در حالی شکل گرفته که حدود ۳۸۸ میلیون مسیحی در جهان با آزار یا تبعیض دینی مواجهاند؛ واقعیتی که پرسشهای جدی درباره فاصله میان شعارهای آزادی مذهبی و حمایت عملی از مسیحیان در معرض خطر ایجاد کرده است.
گزارش جدید با عنوان «وضعیت درِ طلایی» از سوی Open Doors و World Relief منتشر شده است. بر اساس این گزارش، سال مالی ۲۰۲۶ در مسیر تبدیلشدن به نخستین سال دستکم یک ربع قرن گذشته است که هیچ پناهندهای از ۵۰ کشوری که در فهرست جهانی نظارت بر جفای مسیحیان قرار دارند، از طریق برنامه پذیرش پناهندگان آمریکا اسکان داده نشده است.
در سال ۲۰۲۴، شمار مسیحیان اسکانیافته از همین ۵۰ کشور ۲۹ هزار و ۴۹۳ نفر بود. این تغییر در شرایطی رخ داده که بنا بر برآورد «درهای باز»، شمار مسیحیانی که در جهان با سطوحی از جفا یا تبعیض به دلیل ایمانشان روبهرو هستند، به حدود ۳۸۸ میلیون نفر رسیده است؛ یعنی تقریبا یک نفر از هر هفت مسیحی جهان.
این ارقام تنها یک آمار مهاجرتی نیستند؛ پشت هر پرونده، انسانی قرار دارد که ممکن است به دلیل ایمان خود، با زندان، خشونت، تهدید، اخراج از کار، محرومیت اجتماعی یا حتی خطر مرگ مواجه باشد.
این گزارش نشان میدهد روند اسکان مسیحیان جفادیده در سالهای اخیر دچار تغییر شدیدی شده است. در سال مالی ۲۰۲۴، نزدیک به ۲۹ هزار و ۵۰۰ مسیحی از ۵۰ کشور مورد نظر در آمریکا اسکان یافتند؛ اما در سال ۲۰۲۶ این رقم به صفر رسیده است. سازمانهای تهیهکننده گزارش میگویند این اتفاق همزمان با محدودشدن برنامه پذیرش پناهندگان و تغییر اولویتهای دولت آمریکا رخ داده است.
بر اساس اعلام World Relief، سقف پذیرش پناهندگان در سال مالی ۲۰۲۶ ابتدا به ۷۵۰۰ نفر محدود شد و سپس با تصمیم جدید، امکان پذیرش ۱۰ هزار نفر دیگر از آفریقای جنوبی فراهم شد؛ اما این گروه در میان ۵۰ کشور دارای شدیدترین جفای مسیحیان قرار نداشت.
در نتیجه، نویسندگان گزارش میگویند عملا راه اسکان مجدد برای کسانی که به دلیل ایمان خود از کشورشان گریختهاند، بسته شده است.
ایران یکی از کشورهایی است که سالها در فهرست کشورهای دارای شدیدترین جفا علیه مسیحیان قرار داشته است.
گزارشهای حقوق بشری در سالهای اخیر از بازداشت شهروندان مسیحی، فشار بر کلیساهای فارسیزبان، برخورد امنیتی با فعالیتهای کلیسایی و پیگرد افرادی که به مسیحیت گرویدهاند خبر دادهاند.
در همین شرایط، بستهشدن مسیرهای قانونی خروج و اسکان مجدد میتواند برای کسانی که در ایران امنیت جانی یا آزادی مذهبی خود را در خطر میبینند، پیامدهای سنگینی داشته باشد.
در گزارش تازه «وضعیت درِ طلایی» نیز ایران در میان کشورهایی قرار دارد که پرونده پناهجویان مسیحی آنها تحت تاثیر محدودیتهای جدید قرار گرفته است. میزان تایید درخواستهای پناهندگی ایرانیان در دادگاههای مهاجرت آمریکا نیز طبق این گزارش در سال مالی ۲۰۲۶ به ۳۸ درصد کاهش یافته؛ در حالی که در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ بیش از ۸۰ درصد بود.
یکی از بخشهای نگرانکننده گزارش به بیش از ۱۴ هزار پناهنده ایرانی در اتریش مربوط میشود که بنا بر گزارش، اکثریت قابلتوجه آنان مسیحی هستند و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارند.
بستهشدن مرکز حمایتی مرتبط با روند اسکان مجدد در اتریش، شرایط این افراد را دشوارتر کرده است. این افراد سالها در انتظار انتقال به کشوری امنتر بودهاند، اما اکنون آیندهشان نامعلوم است.
برای انسانی که به دلیل باور مذهبی از کشور خود گریخته، بلاتکلیفی طولانی فقط یک مشکل اداری نیست؛ میتواند به معنای سالها زندگی در اضطراب، ناتوانی در برنامهریزی برای آینده و ترس از بازگشت اجباری باشد.
گزارش «وضعیت درِ طلایی»، شهادت «آرا طوروسیان» کشیش ایرانی-آمریکایی را نیز در خود دارد؛ کسی که در سال ۲۰۱۰ به عنوان پناهنده وارد آمریکا شد.
او اکنون در آمریکا کشیش است، اما در یک سال گذشته شاهد بازداشت شماری از اعضای ایرانی کلیسای خود توسط ماموران مهاجرت بوده است. طبق گزارش، دستکم ۱۹ نفر از همکلیساییهای او در این مدت بازداشت شدهاند.
طوروسیان در گذشته نیز درباره وضعیت پناهجویان مسیحی ایرانی هشدار داده و گفته بود که پس از تعلیق برنامه لوتنبرگ، مسیر قانونی مشخصی برای بسیاری از مسیحیان ایرانی که به دلیل ایمانشان در معرض خطر هستند باقی نمانده است.
این وضعیت، یک تناقض تلخ را آشکار میکند: کسی که خود زمانی از طریق یک برنامه حمایتی به آمریکا رسید، اکنون شاهد آن است که مسیحیانی با شرایط مشابه، برای یافتن همان مسیر امن با موانع جدی روبهرو هستند.
پرونده «آرتمیس قاسمزاده» نیز در این گزارش مورد توجه قرار گرفته است. این شهروند مسیحی ایرانی پس از اخراج از آمریکا، به پاناما منتقل شد و بعدتر با حمایت یک زوج مسیحی در کانادا امکان اسکان مجدد پیدا کرد. گزارش سازمان ماده 18 میگوید این زوج پس از اطلاع از وضعیت او تلاش کردند راهی برای نجاتش پیدا کنند و سرانجام امکان انتقال او به کانادا فراهم شد.
پیشتر نیز نمایندگان کنگره آمریکا نسبت به خطر بازگشت آرتمیس به ایران هشدار داده و تاکید کرده بودند که بازگرداندن او میتواند او را با خطر بازداشت، آزار مذهبی و حتی مرگ مواجه کند.
این پرونده نشان میدهد که برای برخی مسیحیان ایرانی، مسئله پناهندگی یک انتخاب اقتصادی یا مهاجرتی ساده نیست؛ مسئله میتواند امنیت جانی و آزادی ایمان باشد.
کشورهای آزاد غربی طی دهههای گذشته بارها بر آزادی دین، حقوق بشر و حمایت از اقلیتهای مذهبی تاکید کردهاند. اما پرسش دشوار اینجاست: وقتی یک مسیحی به دلیل ایمان خود در کشورش در خطر زندان، شکنجه یا حتی مرگ قرار دارد، این حمایت در عمل کجاست؟
نمیتوان از آزادی مذهبی سخن گفت و همزمان راههای امن رسیدن قربانیان جفا دیده به پناهگاه را مسدود کرد. این انتقاد البته تنها از سوی نهادهای مسیحی مطرح نشده است. حتی در داخل جامعه مسیحیان آمریکا نیز درباره سیاستهای جدید مهاجرتی و پیامدهای آن برای اقلیتهای مذهبی تحت آزار نگرانی جدی وجود دارد. World Relief و Open Doors خواستار بازگشایی برنامه پذیرش پناهندگان و ایجاد اولویت مشخص برای افرادی شدهاند که به دلیل ایمان خود از آزار گریختهاند.
گزارش تازه، در واقع مسئلهای بزرگتر از سیاست مهاجرتی آمریکا را مطرح میکند. اگر در کشوری مانند ایران، یک شهروند مسیحی به دلیل باور خود تحت فشار قرار گیرد، در کشوری دیگر به دلیل وضعیت اقامتی سالها بلاتکلیف بماند و در کشوری که قرار است پناهگاه باشد نیز راه ورود او بسته شود، حلقهای شکل میگیرد که قربانی آن همان انسانی است که تنها خواستهاش زندگی آزادانه بر اساس وجدان و ایمان خود بوده است.
برآورد ۳۸۸ میلیون مسیحی مواجه با جفا و تبعیض، نشان میدهد که این مسئله کوچک یا حاشیهای نیست. برای مسیحیان در کشورهایی که آزادی مذهبی محدود است، گاهی انتخاب میان «ماندن و خطر» و «گریختن و بلاتکلیفی» است.
آزادی مذهبی تنها به صدور بیانیههای سیاسی یا درج چند اصل در اسناد حقوق بشری محدود نمیشود. معنای واقعی آن زمانی آشکار میشود که یک انسان به دلیل ایمانش در خطر قرار میگیرد و جامعه جهانی برای حفاظت از او اقدامی عملی انجام میدهد.
از نگاه مسیحی، کرامت انسان به ملیت، تابعیت یا محل تولد او وابسته نیست. انسانی که در ایران، افغانستان، پاکستان، نیجریه یا هر کشور دیگری به دلیل ایمانش در معرض خطر قرار گرفته، همچنان دارای همان کرامتی است که انسان آزاد در آمریکا یا اروپا دارد.
اگر کشورهای آزاد، از حقوق بشر و آزادی دین دفاع میکنند، این دفاع باید برای مسیحیانی که واقعا در معرض جفا هستند نیز به یک اقدام عملی تبدیل شود؛ زیرا حقوق بشر زمانی معنا دارد که در سختترین شرایط از انسانِ بیپناه دفاع کند، نه فقط زمانی که دفاع از آن آسان است.
گزارش «وضعیت درِ طلایی» اکنون این پرسش را پیش روی جهان مسیحیت و دولتهای مدعی حمایت از آزادی مذهبی گذاشته است: وقتی یک مسیحی برای زندهماندن و آزادانه ایمانداشتن از کشور خود میگریزد، آیا واقعا دری برای او باز خواهد بود؟




