محشر در اوین؛ وقتی درمان برای یک زندانی مسیحی به امتیاز تبدیل میشود

محشر (محترم) پرندین، هنرمند و شهروند مسیحی زندانی در اوین، با وجود بیماری شدید قلبی و دو تومور در ناحیه سر و گلو، همچنان از درمان تخصصی و مرخصی پزشکی محروم است؛ پروندهای که بار دیگر نگرانیها درباره محرومیت زندانیان مسیحی ایران از مراقبتهای پزشکی را برجسته کرده است.
وضعیت جسمانی محشر (محترم) پرندین، شهروند مسیحی و هنرمند زندانی در اوین، بار دیگر توجه نهادهای مسیحی و حقوق بشری خارج از ایران را به وضعیت زندانیانی جلب کرده است که در دوران حبس از دسترسی به درمان مورد نیاز خود محروم میشوند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی Article18، Middle East Concern و منابع دیگر، پرندین که به دو سال حبس محکوم شده، با بیماری شدید قلبی و دو تومور در ناحیه زیر گلو و مجاورت مخچه روبهرو است. گزارشها میگویند یکی از این تومورها بر تعادل، حرکت و تکلم او اثر گذاشته و توده ناحیه گلو نیز به شکل محسوسی بزرگتر شده است.
در تازهترین گزارشهای بینالمللی، وضعیت او نه یک مشکل پزشکی معمولی، بلکه نمونهای از محرومیت یک زندانی بیمار از درمان ضروری توصیف شده است. Middle East Concern گزارش کرده که پرندین به مراقبت پزشکی مورد نیاز دسترسی ندارد و پزشکان ضرورت درمان فوری را مطرح کردهاند. این نهاد مسیحی همچنین خواستار دعا برای سلامتی او و فراهم شدن امکان درمان و جراحی شده است.
ماجرا زمانی نگرانکنندهتر میشود که گزارشهای جدیدتر درباره نحوه اعزام پرندین به بیمارستان را در نظر بگیریم. سازمان ماده 18 در ژوئن ۲۰۲۶ گزارش داد که او برای انجام یک آزمایش به بیمارستان منتقل شد، اما بدون دریافت درمان به زندان بازگردانده شد.
به گزارش این نهاد، پزشک زندان تشخیص داده بود که پرندین به آنژیوگرافی قلب و جراحی تومورها نیاز دارد. در همین حال، منابع Article18 هشدار دادهاند که رشد تومورها بر تعادل، حرکت و تکلم او اثر گذاشته و حتی احتمال آسیب به بینایی یکی از چشمهایش مطرح شده است.
این گزارشها با اطلاعات منتشرشده از سوی دیگر سازمانهای حقوق بشری نیز همخوان است.
اهمیت پرونده پرندین زمانی روشنتر میشود که آن را یک مورد منفرد ندانیم. Middle East Concern در مارس ۲۰۲۶ اعلام کرد که دستکم ۴۸ مسیحی در ایران به دلیل ایمان مسیحی و فعالیتهای مرتبط با آن در زندان به سر میبرند. سازمان ماده 18 نیز در همان مقطع گزارش داد که دستکم ۱۶ مسیحی در زندان اوین محبوس بودند. این آمار نشان میدهد مسئله محدود به یک زندانی یا یک پرونده قضایی نیست، بلکه بخشی از وضعیت گستردهتر مسیحیان زندانی در ایران است.
در مورد مراقبت پزشکی نیز نمونههای دیگری ثبت شده است. گزارش سیاست کشوری دولت بریتانیا درباره وضعیت مسیحیان و شهروندان مسیحی در ایران که در ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شد، چندین مورد از محرومیت زندانیان مسیحی از خدمات پزشکی را مستند کرده است؛ از جمله یک زن مسیحی که پس از آسیبدیدگی در زندان، از مراقبت تخصصی و مرخصی پزشکی محروم شد، یک زندانی مسیحی که پس از شکستگی ستون فقرات با تاخیر در درمان مواجه شد و یک زندانی مرد مسیحی که پس از سکته مغزی، مراقبت پزشکی کافی دریافت نکرد.
در یکی از این موارد، «آیدا نجفلو» پس از سقوط از تخت طبقه بالای سلول، دچار شکستگی مهره شد. با وجود تشخیص شکستگی، او ابتدا بدون دریافت درمان مناسب به زندان بازگردانده شد و تنها پس از اعتراض سایر زندانیان دوباره به بیمارستان منتقل شد.
پروندههای دیگری نیز پیشتر مطرح شدهاند. «لاله ساعتی» شهروند مسیحی زندانی در اوین، در سال ۲۰۲۴ با وجود وخامت وضعیت عصبی خود، از دسترسی به معاینات تخصصی و درمان پزشکی محروم شد. «مینا خجَوی» دیگر شهروند مسیحی زندانی نیز، به دلیل مشکلات حرکتی و آسیب درماننشده پا، با کمبود مراقبت پزشکی در اوین مواجه بود.
یکی از جدیترین ابعاد این مسئله آن است که همه موارد محرومیت درمانی، لزوما به رسانهها راه پیدا نمیکنند. در مارس ۲۰۲۶، Middle East Concern اعلام کرد خانوادهها و دوستان مسیحیان زندانی در ایران نسبت به وضعیت عزیزانشان بهشدت نگران هستند و ارتباط با برخی زندانیان تقریبا قطع شده است. این نهاد همچنین بر ضرورت دسترسی زندانیان به غذا، مراقبت پزشکی و اطلاعرسانی سریع خانوادهها درباره وضعیت سلامت یا جابهجایی آنان تاکید کرد.
Article18 نیز در همان دوره گزارش داد که پس از تشدید شرایط امنیتی، تماس خانوادهها با برخی زندانیان قطع شده و در شماری از زندانها حتی قرارهای پزشکی لغو و دسترسی زندانیان به مراقبتهای درمانی محدود شده است.
بنابراین، آنچه درباره پرندین یا دیگر زندانیان بیمار مسیحی منتشر میشود، لزوما تمام ابعاد مسئله نیست. اگر خانوادهای امکان دسترسی به اطلاعات نداشته باشد، اگر تماسهای زندان قطع شود یا زندانی به محل نامعلومی منتقل شود، طبیعتا موارد بیشتری ممکن است هرگز به رسانهها یا نهادهای حقوق بشری نرسد.
محروم کردن یک زندانی بیمار از درمان تخصصی، صرفنظر از اتهام یا عقیده او، مسئلهای فراتر از شرایط معمول حبس است. زمانی که پزشک ضرورت جراحی یا درمان فوری را اعلام میکند، بازگرداندن بیمار به زندان بدون فراهم کردن امکان درمان، میتواند پیامدهایی جبرانناپذیر برای سلامت و حتی جان او داشته باشد.
در پرونده محشر پرندین، نگرانی زمانی بیشتر میشود که بیماری قلبی، تومورهای رو به رشد و اختلال در تعادل، حرکت و تکلم همزمان شدهاند و در عین حال درخواست مرخصی درمانی نیز با مخالفت روبهرو شده است و این مسئله بیانگر عدم برخورداری از درمان که از حقوق بنیادین یک شهروند است و جنایت علیه زندانیان است؛ زیرا برخی از این زندانیان به دلیل محرومیت از درمان، جان خود را از دست دادهاند که این موضوع، انسانیت رو زیر سئوال میبرد.
این پرسش اساسی همچنان باقی است: اگر یک زندانی به درمان فوری نیاز دارد، چرا دسترسی او به پزشک متخصص و درمان مناسب باید به تصمیم مقام قضایی یا زندان وابسته باشد؟
پرونده محشر پرندین تنها درخواست برای درمان یک زن بیمار نیست؛ آزمونی برای سنجش نحوه رفتار حکومت ایران با زندانیانی است که به دلیل باور و فعالیت مذهبی خود در زندان به سر میبرند. در شرایطی که نهادهای بینالمللی از وجود دهها مسیحی زندانی در ایران خبر میدهند، جامعه جهانی و بهویژه کلیساها و سازمانهای مدافع آزادی دینی، نمیتوانند تنها پس از رسانهای شدن هر پرونده واکنش نشان دهند. سلامت و جان زندانی، نباید هزینه باور او باشد.




