محرومیت «رویا ثابت» شهروند بهائی محبوس در زندان عادلآباد از درمان

رویا ثابت شهروند بهائی محبوس در زندان عادلآباد شیراز، با وجود آسیبدیدگی شدید و وخامت وضعیت جسمانی، از دسترسی به درمان تخصصی و مرخصی پزشکی محروم مانده است؛ همزمان، گزارشهای حقوق بشری از تشدید فشار جمهوری اسلامی بر اقلیتهای دینی، از بهائیان تا مسیحیان و حتی مصادره اموال و اماکن مذهبی آنان حکایت دارد.
رویا ثابت شهروند بهائی ساکن امارات متحده عربی که برای دیدار با والدین سالخوردهاش به شیراز سفر کرده بود، همچنان در زندان عادلآباد این شهر به سر میبرد و بنا بر گزارش سازمانهای حقوق بشری، با وجود آسیبدیدگی شدید جسمی و وخامت وضعیت سلامت خود، از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، ثابت در ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ در سرویس بهداشتی زندان زمین خورده و از ناحیه کمر و گردن دچار آسیبدیدگی جدی شده است. او پس از این حادثه، دستکم سه درخواست کتبی برای اعزام به پزشکی قانونی و دریافت مرخصی درمانی ارائه کرده، اما مسئولان زندان و نهادهای قضایی با این درخواستها موافقت نکردهاند.
این وضعیت زمانی نگرانکنندهتر شده که بر اساس همین گزارش، روز ۱۶ مردادماه، رویا دچار سردرد و سرگیجه شدید شده و سطح اکسیژن خون او به ۷۰ درصد کاهش یافته است. با این حال، به جای اعزام فوری او به مرکز درمانی، مسئولان زندان تنها توصیه کردهاند که در فضای باز نفس بکشد؛ ادعایی که در صورت صحت، پرسشهای جدی درباره نحوه برخورد مسئولان زندان جمهوری اسلامی با وضعیت اضطراری یک زندانی بیمار ایجاد میکند.
همزمان، گزارشها از تلاش نهادهای امنیتی برای تشکیل پروندهای تازه علیه این شهروند بهائی در داخل زندان حکایت دارد؛ پروندهای که گفته میشود با اتهام «تبلیغ بهائیت» مرتبط است.
رویا ثابت در دیماه ۱۴۰۲ برای دیدار با والدین سالخورده خود وارد ایران شد، اما در بهمن همان سال توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد. او سپس در دادگاه انقلاب شیراز با اتهاماتی از جمله «عضویت در گروهها و تشکلهای مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» روبهرو و مجموعا به ۲۵ سال حبس محکوم شد که بنا بر گزارشهای منتشرشده، ۱۰ سال از آن به عنوان مجازات اشد قابل اجراست.
پرونده رویا ثابت را نمیتوان صرفا یک پرونده قضایی منفرد دانست. وضعیت او در چارچوب گستردهتری قرار میگیرد که طی آن، اقلیتهای دینی در ایران، بهویژه بهائیان و مسیحیان، با محدودیت، بازداشت، محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی و فشارهای امنیتی روبهرو هستند.
گزارشهای نهادهای بینالمللی نیز در سال ۲۰۲۶ بر تداوم و تشدید این روند تاکید کردهاند. کمیسیون ایالات متحده درباره آزادی بینالمللی ادیان، در ارزیابی خود از وضعیت ایران اعلام کرده است که جمهوری اسلامی بهطور نظاممند اقلیتهای دینی، از جمله بهائیان، مسیحیان، یهودیان و مسلمانان سنی را هدف قرار میدهد و سرکوب آزادی دینی را تشدید کرده است.
در مورد جامعه بهائی، فشارها تنها به بازداشت و زندان محدود نمیشود. اسناد سازمان ملل متحد نشان میدهد که گزارشهایی درباره مصادره و تخریب اموال متعلق به جامعه بهائی و همچنین اموال شخصی آنها نیز وجود داشته است. در تازهترین ارتباط رسمی کارشناسان سازمان ملل با جمهوری اسلامی در آوریل ۲۰۲۶ نیز، نگرانی درباره بازداشت خودسرانه، ناپدیدشدن، شکنجه و رفتارهای غیرانسانی با اعضای جامعه بهائی مطرح شده است.
در همین ارتباط، کارشناسان سازمان ملل نسبت به آنچه «افزایش هدفگیری سیستماتیک» بهائیان توصیف شده، ابراز نگرانی کردهاند و از انتشار روایتهای تحریکآمیز علیه این جامعه در رسانههای حکومتی و حتی پخش اعترافات اجباری برخی زندانیان بهائی سخن گفتهاند.
اما فشار مذهبی در ایران تنها متوجه بهائیان نیست. جامعه مسیحیان، بهخصوص مسیحیان تبدیلشده و کلیساهای پروتستان و انجیلی نیز، طی سالهای اخیر با موجی از بازداشت و محکومیت مواجه بودهاند.
بر اساس گزارش سالانه مشترک سازمانهای Article 18، Open Doors، Christian Solidarity Worldwide و Middle East Concern، در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۵۴ مسیحی در ایران به دلیل فعالیتها یا باورهای مذهبی خود بازداشت شدند؛ رقمی که تقریبا دو برابر ۱۳۹ مورد ثبتشده در سال ۲۰۲۴ است. همچنین ۵۷ مسیحی در سال ۲۰۲۵ دوران محکومیت خود را در زندان، تبعید یا کار اجباری سپری کردند، در حالی که این رقم در سال پیش از آن ۲۵ نفر بود.
این گزارش همچنین نشان میدهد که مجموع احکام صادرشده علیه مسیحیان در سال ۲۰۲۵، با وجود کاهش تعداد افراد محکومشده نسبت به سال قبل، به ۲۸۰ سال رسید؛ موضوعی که به گفته تهیهکنندگان گزارش، بیانگر روند تشدید مجازاتهاست. دستکم ۱۱ مسیحی نیز در همان سال به احکامی ۱۰ ساله یا بیشتر محکوم شدند.
بخش دیگری از این فشارها مستقیما به زندگی مذهبی و داراییهای مسیحیان مربوط میشود. گزارش دولت بریتانیا درباره وضعیت مسیحیان در ایران، که در ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شده، نمونههایی از مصادره کتاب مقدس، صلیب، آلات موسیقی و وسایل شخصی مسیحیان را ثبت کرده است. در یک مورد، پس از یورش ماموران امنیتی به خانه سه شهروند مسیحی در تهران، کتاب مقدس، صلیب و آلات موسیقی آنان ضبط شد. در موارد دیگری نیز کتاب مقدس و دیگر ادبیات مسیحی به دستور حکومت مصادره شده است.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی در قانون اساسی خود مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان را بهعنوان اقلیتهای دینی رسمی به رسمیت میشناسد؛ با این حال، گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که این شناسایی قانونی مانع اعمال محدودیتهای گسترده، بهخصوص علیه شهروندان مسیحی و بهائی، نشده است. گزارش دولت بریتانیا تصریح میکند که مقامهای ایرانی همچنان مسیحیان تبدیلشده، دیگر فعالان مسیحی را بازداشت و با اتهاماتی کلی مانند «تبلیغ علیه نظام»، «ترویج مسیحیت صهیونیستی» و جرائم مرتبط با امنیت ملی محاکمه میکنند و مجازاتها نیز بهطور فزایندهای سنگین شده است.
در این میان، پرونده رویا ثابت، تصویری از بخش دیگری از همین ساختار فشار ارائه میکند: زندانی عقیدتیای که نه تنها به دلیل باور مذهبی خود با محکومیت طولانیمدت مواجه شده، بلکه بنا بر گزارشها، حتی در شرایط وخیم جسمانی نیز از درمان تخصصی و مرخصی پزشکی محروم مانده است.
تداوم چنین پروندههایی این پرسش اساسی را مطرح میکند که اگر آزادی عقیده و مذهب، حتی برای اقلیتهایی که قانونا به رسمیت شناخته شدهاند، با زندان، فشار امنیتی، مصادره اموال و محدودیت در عبادت همراه باشد، مفهوم «آزادی دینی» در ساختار جمهوری اسلامی عملا چه معنایی پیدا میکند؟
از بهائیان زندانی مانند رویا ثابت و دیگر اعضای این جامعه گرفته تا مسیحیانی که به دلیل برگزاری مراسم مذهبی یا نگهداری کتاب دینی خود بازداشت میشوند، مجموعه این گزارشها تصویری از افزایش فشار بر اقلیتهای دینی در ایران ارائه میکند؛ فشاری که اکنون، بر اساس گزارشهای منتشرشده، از زندان و بازداشت فراتر رفته و به اموال، اماکن مذهبی و حتی خانههای این شهروندان نیز رسیده است.
در چنین شرایطی، پرونده رویا ثابت تنها داستان یک زندانی بهائی نیست؛ بلکه نمونهای از وضعیتی است که در آن باور مذهبی میتواند به عاملی برای بازداشت، محرومیت، مصادره و حتی محرومیت از درمان تبدیل شود.




