چهلمین روز از جنایت سازمانیافته جمهوری اسلامی علیه مردم ایران

چهلم قربانیان اعتراضات سراسری، سندی دیگر از جنایت جمهوری اسلامی و خشم فروخورده مردم ایران میباشد.
چهلم جانباختگان اعتراضات سراسری که از دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد، روز گذشته و روز جاری ۲۸ و ۲۹ بهمن برابر با ۱۷ و ۱۸ فوریه، در شهرهای مختلف ایران برگزار شد؛ مراسمی که نهتنها آیین سوگواری برای کشتهشدگان بود، بلکه به صحنهای تازه از اعتراض علیه سرکوب و خشونت حکومتی تبدیل شد. خانوادهها، دوستان و شهروندان معترض، با حضور بر مزار قربانیان، بار دیگر انگشت اتهام را به سوی حاکمیتی گرفتند که آن را مسئول مستقیم این کشتار میدانند.
اعتراضاتی که در زمستان ۱۴۰۴ شعلهور شد، در ابتدا واکنشی به بحران اقتصادی، تورم افسارگسیخته و سرکوبهای سیاسی بود، اما با گسترش دامنه اعتراضها، برخورد نیروهای امنیتی نیز به شکل کمسابقهای خشن شد. گزارشهای متعدد از شلیک مستقیم به معترضان، بازداشتهای گسترده، قطع اینترنت و سرکوب خیابانی حکایت داشت.
مراسم چهلم در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژهای دارد؛ روزی برای گرامیداشت یاد درگذشتگان و همدلی با بازماندگان. اما در ماههای اخیر، این سنت به بستری برای اعتراض مدنی نیز تبدیل شده است. در تهران، مشهد، اصفهان، کرج، سنندج و چند شهر دیگر، خانوادهها و شهروندان با حضور بر سر مزار کشتهشدگان، شعارهایی علیه ساختار سیاسی حاکم سر دادند.
برخی گزارشها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی در شماری از شهرها تلاش کردند از تجمع گسترده مردم جلوگیری کنند. در مواردی مسیرهای منتهی به آرامستانها کنترل شد و تعدادی از شهروندان بازداشت شدند. این برخوردها، فضای مراسم را بیش از پیش امنیتی کرد.
مقامهای رسمی آمار محدودی از کشتهشدگان ارائه کردهاند، اما نهادهای مستقل حقوق بشری تصویر متفاوتی ترسیم میکنند. بر اساس ارزیابی برخی گروههای مستندساز، شمار قربانیان به چهل هزار نفر میرسد؛ رقمی که به دلیل محدودیتهای رسانهای و قطع گسترده ارتباطات در زمان اعتراضات، هنوز بهطور کامل قابل راستیآزمایی نیست.
سازمانهای حقوق بشری در گزارشهای پیشین خود درباره ایران، بارها نسبت به استفاده از «نیروی مرگبار غیرقانونی» علیه معترضان هشدار دادهاند. همچنین نهادهای مدافع حقوق بشر از بازداشت گسترده نوجوانان و جوانان در جریان اعتراضات اخیر خبر دادهاند.
حکومت ایران که با عنوان رسمی «جمهوری اسلامی ایران» شناخته میشود، همواره برخورد خود را «برقراری نظم» توصیف کرده است؛ اما تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی و شهادت شاهدان عینی، روایت دیگری را بازگو میکند؛ روایتی از گلولههایی که به سینه معترضان شلیک شد و خانوادههایی که ناگهان در سوگ فرزندان خود نشستند.
در مراسم چهلم، مادران و پدران داغدار بیش از همه در مرکز توجه بودند. برخی از آنها در گفتوگو با رسانههای خارج از کشور تاکید کردند که فرزندانشان بیسلاح و بیدفاع بودهاند. مادر یکی از کشتهشدگان در تهران گفته است: «فرزندم فقط برای اعتراض به گرانی رفته بود. با گلوله جوابش را دادند.»
در سنندج، خانوادهای دیگر اعلام کرد که نیروهای امنیتی حتی پس از کشته شدن فرزندشان، برای برگزاری مراسم سوگواری محدودیت ایجاد کردهاند. این روایتها، تصویر گستردهتری از فشار مضاعف بر بازماندگان را نشان میدهد؛ فشاری که تنها به از دست دادن عزیزان ختم نشده، بلکه با تهدید و احضار نیز همراه بوده است.
تحلیلگران معتقدند که برگزاری مراسم چهلم میتواند به تداوم چرخه اعتراضها منجر شود؛ الگویی که در تاریخ معاصر ایران نیز سابقه داشته است. هر مراسم یادبود، فرصتی تازه برای طرح مطالبات و اعتراض به سرکوب تلقی میشود.
در شرایطی که بحران اقتصادی، بیکاری گسترده و کاهش شدید قدرت خرید همچنان ادامه دارد، بسیاری از ناظران بر این باورند که ریشههای نارضایتی اجتماعی همچنان پابرجاست. سرکوب نظامی شاید بتواند اعتراضها را بهطور موقت مهار کند، اما نمیتواند مطالبات انباشتهشده جامعه را از میان ببرد.
مراسم چهلم قربانیان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بازتاب گستردهای در رسانههای جهانی داشته است. گزارشها بر تداوم فضای امنیتی، بازداشت فعالان و افزایش فشار بر خانوادهها تاکید کردهاند. برخی دولتهای غربی نیز نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کردهاند، هرچند تاکنون اقدام عملی تعیینکنندهای صورت نگرفته است.
چهلم کشتهشدگان اعتراضات سراسری تنها یادآور گذشته نیست، نشانهای است از زخمی که هنوز باز است. حکومت تلاش دارد روایت رسمی خود را تثبیت کند، اما خانوادهها و بخشهایی از جامعه ایران روایت دیگری را زنده نگه داشتهاند؛ روایتی از جنایت سازمانیافته و مطالبه عدالت.
آنچه دیروز و امروز در آرامستانها و خیابانهای شهرهای مختلف ایران دیده شد، صرفا سوگواری نبود؛ اعلام این پیام بود که خونهای ریختهشده فراموش نخواهد شد.
ایران امروز در نقطهای ایستاده که پاسخ به پرسش عدالت، نهتنها آینده اعتراضات، بلکه آینده مشروعیت سیاسی حاکمیت را نیز رقم خواهد زد.




