اخبار ایران

گلوله، تهدید و دروغ؛ پشت‌پرده پنهان‌کاری درباره قتل آرین نباتی در مشهد

روایت یک قتل با گلوله، تهدید و دروغ، روایت چگونگی جمهوری اسلامی می‌کوشد حقیقت مرگ آرین نباتی را پنهان کند.

در سایه‌ سکوت سنگین رسانه‌های رسمی و در میان انکارهای هدفمند، نام «آرین نباتی» نوجوان ۱۸ ساله اهل مشهد، به فهرست بلند قربانیانی افزوده شده که روایت رسمی درباره مرگشان با شهادت شاهدان و خانواده تفاوتی عمیق دارد. آنچه حکومت تکذیب می‌کند، منابع مستقل و نزدیکان خانواده با جزئیات تکان‌دهنده بازگو می‌کنند؛ جزئیاتی که نه‌تنها از یک مرگ، بلکه از یک الگوی تکرارشونده سرکوب و پنهان‌کاری حکایت دارد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده و اظهارات یک منبع مطلع و نزدیک به خانواده، آرین نباتی روز ۲۸ بهمن‌ماه برای شرکت در مراسم چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه در مشهد، به همراه دو دوست خود با موتورسیکلت راهی محل برگزاری مراسم شد. ساعاتی بعد، این حضور کوتاه، به یک تراژدی ختم شد.

به گفته این منبع مطلع، پس از حضور نیروهای امنیتی، شرکت‌کنندگان متفرق شدند. آرین و دوستانش نیز محل را ترک کردند، اما تعقیب آغاز شد. روایت شاهدان حاکی از آن است که در نزدیکی یکی از بیمارستان‌های مشهد، تیراندازی صورت گرفت؛ موتورسیکلت آنها واژگون شد و آرین هدف گلوله قرار گرفت.

این منبع نزدیک به خانواده همچنین تصریح کرد: «روز ۲۸ بهمن ماه، آرین برای شرکت در مراسم چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی ماه در مشهد، به همراه دو تن از دوستانش با موتورسیکلت به محل برگزاری مراسم رفت. به گفته افرادی که در آنجا حضور داشته‌اند، بعد از حضور ماموران امنیتی آنها از مراسم گریختند. سپس در پی تعقیب نیروهای امنیتی، در نزدیکی یکی از بیمارستانهای مشهد، آرین مورد اصابت گلوله قرار گرفت و موتورسیکلت وی واژگون شد. در آن شرایط، دوستانش از محل متواری شدند.»

این روایت، با گزارش‌های پیشین درباره نحوه برخورد نیروهای امنیتی با تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف ایران همخوانی دارد؛ الگویی که در آن تعقیب، شلیک مستقیم و سپس انکار، به چرخه‌ای تکراری تبدیل شده است.

آنچه این پرونده را تکان‌دهنده‌تر می‌کند، شرح جراحات وارده بر پیکر این نوجوان است. به گفته منبع نزدیک به خانواده، آرین از ناحیه پهلو، سر و قلب هدف اصابت گلوله قرار گرفته بود؛ جراحاتی که نشان از شلیک با قصد کشت دارد، نه برخورد اتفاقی یا خطای ناخواسته.

دو روز پس از حادثه، خانواده با تماس تلفنی به بیمارستان فراخوانده شدند. اما به‌جای توضیح، با محدودیت روبه‌رو شدند. بنا بر این روایت، در ابتدا اجازه مشاهده پیکر داده نشد و جسد در کیسه‌ای سیاه قرار داشت. به آنان گفته شد محل را ترک کنند و امور دفن انجام خواهد شد. تنها پس از اصرار، خانواده توانستند برای لحظاتی با پیکر بی‌جان فرزندشان وداع کنند.

در حالی که برخی رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی، کشته شدن آرین در جریان اعتراضات را انکار کرده‌اند، همان منبع می‌گوید خانواده تحت فشار قرار گرفته‌اند. به گفته او، همین فشارها موجب شده پدر آرین در مصاحبه‌ای تلفنی با یکی از رسانه‌های داخلی، کشته شدن فرزندش بر اثر اصابت گلوله در اعتراضات را تکذیب کند.

این شیوه، برای افکار عمومی ایران ناآشنا نیست: «فشار امنیتی، اخذ مصاحبه‌های تکذیبی، محدود کردن مراسم خاکسپاری و جلوگیری از شکل‌گیری تجمعات همدلانه.» در موارد متعددی طی سال‌های اخیر، خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات گزارش داده‌اند که با تهدید مستقیم مواجه شده‌اند؛ تهدید به بازداشت، محرومیت شغلی یا حتی آسیب به سایر اعضای خانواده.

به خانواده آرین تاکید شده بود که اجازه برگزاری مراسم عمومی ندارند. در نهایت، مراسم خاکسپاری در شرایطی محدود و بدون اطلاع‌رسانی گسترده برگزار شد؛ روشی که هدف آن جلوگیری از تبدیل یک مراسم سوگواری به صحنه اعتراض است.

آرین نباتی فرزند علیرضا، متولد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ در مشهد بود. او تنها ۱۸ سال داشت؛ نسلی که در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری در صف نخست اعتراضات دیده شده است.

پرونده آرین، صرفا روایت مرگ یک نوجوان نیست؛ بازتاب ساختاری است که در آن، پاسخ به اعتراض مدنی با گلوله داده می‌شود و پس از آن، دستگاه تبلیغاتی برای پاک‌کردن رد خون وارد عمل می‌شود.

برای یک رسانه مسیحی، این پرسش بنیادین مطرح است: چگونه حکومتی که مدعی ارزش‌های اخلاقی و دینی است، می‌تواند در برابر ریخته شدن خون جوانان سکوت کند و سپس خانواده‌های داغدار را به انکار وادارد؟ حقیقت، هرچند سرکوب شود، خاموش نمی‌ماند.

آنچه امروز در مشهد رخ داده، تنها یک نام دیگر به فهرست قربانیان افزوده است؛ اما هر نام، داستانی‌ست که وجدان عمومی را به داوری می‌خواند. پرسش اینجاست: تا چه زمانی «گلوله، تهدید و دروغ» ابزار حفظ قدرت خواهد بود، و چه زمانی عدالت جایگزین انکار می‌شود؟

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا