اخبار ایران

واشنگتن در مسیر گزینه سخت، از تبادل اطلاعات محرمانه تا سناریوی حمله نقطه‌زن به ایران

گزینه سخت واشنگتن، اطلاعات محرمانه اروپا و تهدید حمله نقطه‌زن، ایران را در کانون یک بحران چندوجهی قرار داده است.

در بحبوحه تشدید سرکوب اعتراضات سراسری در ایران و افزایش بی‌سابقه شمار جان‌باختگان، نشانه‌های روشنی از تغییر فاز سیاست آمریکا از فشار سیاسی به آمادگی عملیاتی دیده می‌شود. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های معتبر غربی، حاکی از آن است که دولت دونالد ترامپ، هم‌زمان با ارسال پیام‌های حمایتی برای معترضان ایرانی، در حال آماده‌سازی بسترهای اطلاعاتی و نظامی برای اقدام مستقیم است.

بر اساس اطلاعاتی که دو مقام اروپایی در اختیار رسانه‌ها گذاشته‌اند، دولت آمریکا روز دوشنبه از چند کشور اروپایی خواسته است اطلاعات و داده‌های محرمانه خود درباره اهداف بالقوه در داخل ایران را با واشینگتن به اشتراک بگذارند. این درخواست به گفته منابع آگاه، نشانه‌ای از ورود بحران به مرحله‌ای فراتر از هشدارهای لفظی تلقی می‌شود.

به نقل از نشریه «واشنگتن‌پست»، این تحرکات با برگزاری جلسه‌ای در سطح مقامات ارشد کاخ سفید برای بررسی گزینه‌های نظامی هم‌زمان بوده؛ جلسه‌ای که در شرایط انسداد کامل مسیرهای دیپلماتیک و تداوم خشونت علیه معترضان برگزار شده است. یکی از مقامات اروپایی در توضیح ماهیت اهداف احتمالی گفته است: «ما هیچ نشانه‌ای نداریم که پرزیدنت ترامپ قصد حمله مجدد به تاسیسات هسته‌ای را داشته باشد. به احتمال زیاد او رهبران سازمان‌ها و نیروهایی را هدف قرار خواهد داد که مسئول و درگیر کشتار معترضان هستند.»

در همین چارچوب، دونالد ترامپ صبح روز گذشته سه‌شنبه ۱۳ ژانویه با اعلام لغو تمام ملاقات‌ها با مقامات ایرانی، عملا پایان هرگونه گفت‌وگوی سیاسی را اعلام کرد. او با انتشار پیامی شامل عبارت «کمک در راه است» و استفاده از مخفف شعار «ایران را دوباره با عظمت کنیم»، به‌طور غیرمستقیم از درخواست «لیندسی گراهام» سناتور جمهوری‌خواه، برای مداخله حمایت کرد؛ پیامی که به‌سرعت بازتاب جهانی یافت.

کاخ سفید نیز تلاش کرده است این تهدیدها را به سابقه عملی ترامپ پیوند بزند. «آنا کلی» سخنگوی کاخ سفید، در این باره گفت: «رئیس‌جمهور، موضع خود را روشن کرده و با عملیات چکش نیمه‌شب (بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران) و اراده مطلق (دستگیری مادورو) نشان داده که پای حرفش می‌ایستد.»

با این حال، فضای سیاسی آمریکا یکپارچه نیست. در داخل اردوگاه ترامپ نیز نگرانی‌هایی جدی درباره پیامدهای ورود به یک درگیری جدید در خاورمیانه مطرح شده است. برخی چهره‌های نزدیک به رئیس‌جمهور هشدار داده‌اند که چنین اقدامی می‌تواند هم با هزینه‌های اقتصادی سنگین همراه باشد و هم با شعار «اول آمریکا» در تضاد قرار گیرد. «استیو بنن» مشاور پیشین ترامپ، آشکارا گفته است: «ما اهمیتی نمی‌دهیم که ایران دوباره با عظمت شود یا نه. حضور اسرائیل و آمریکا در آنجا فقط مشکل را طولانی‌تر می‌کند.»

در سطح تصمیم‌سازی، منابع مطلع می‌گویند «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور و «مارکو روبیو» وزیر خارجه، مجموعه‌ای از گزینه‌های عملیاتی را در اختیار ترامپ قرار داده‌اند. ونس که پیش‌تر از حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران حمایت کرده بود، اکنون نسبت به خطر گرفتار شدن آمریکا در یک درگیری فرسایشی محتاط‌تر شده است.

هم‌زمان، گزینه‌های غیرمتعارف نیز روی میز قرار دارد. به گفته یک مقام سابق آمریکایی، رئیس‌جمهور در جریان سناریوهایی قرار گرفته که شامل حملات سایبری به زیرساخت‌های حکومتی، اقدامات هدفمند برای مقابله با قطع اینترنت و ضربه به مراکز مرتبط با دستگاه سرکوب است. با این وجود، پنتاگون نگران واکنش تلافی‌جویانه تهران است. یک منبع آگاه به واشینگتن‌پست گفته است: «ما در حال حاضر تجهیزات کافی در منطقه برای انجام یک حمله تمام‌عیار بدون ریسک تلافی را نداریم، زیرا بسیاری از دارایی‌های خود را برای عملیات ونزوئلا از فرماندهی مرکزی (سنتکام) خارج کردیم.»

با وجود این محدودیت‌ها، توان نظامی آمریکا همچنان دست‌نخورده باقی مانده است؛ از ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های دوربرد گرفته تا بمب‌افکن‌های B2 که پیش‌تر در عملیات‌هایی با پروازهای ۳۶ ساعته علیه ایران به‌کار گرفته شده‌اند.

در همین حال، یک مقام اروپایی هشدار داده است که تهران ممکن است از تردید ترامپ سوءاستفاده کرده و با طرح پیشنهاد مذاکره، صرفا به دنبال خرید زمان باشد. او گفته است: «اگر رئیس‌جمهور ترامپ از فشار عقب‌نشینی کند و در حالی که معترضان کشته می‌شوند وارد مذاکره شود، رژیم نه تنها از این مهلکه جان سالم به در می‌برد، بلکه جسورتر شده و با مصونیت و وحشیگری بیشتری عمل خواهد کرد.»

در داخل ایران، اعتراضات وارد سومین هفته شده و بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، شمار کشته‌شدگان از مرز دو هزار نفر عبور کرده است. هم‌زمان، یک مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفته است که تهران به کشورهای منطقه هشدار داده در صورت استفاده از خاک یا حریم هوایی آن‌ها برای حمله آمریکا، واکنش نظامی نشان خواهد داد. او تصریح کرده است: «ما به وضوح از طریق مجاری دیپلماتیک ابلاغ کرده‌ایم که هر کشوری که زمین یا آسمان خود را برای یک اقدام تجاوزکارانه علیه ایران در اختیار ایالات متحده قرار دهد، از نظر نیروهای مسلح ما یک هدف مشروع تلقی خواهد شد.»

این مقام همچنین تاکید کرده است: «پاسخ ما تنها به منبع حمله محدود نخواهد شد؛ بلکه هر میزبان منطقه‌ای را که چنین مداخله‌ای را تسهیل کند، در بر خواهد گرفت. ثبات در منطقه به نفع همه است، اما ما در دفاع از امنیت ملی خود تردید نخواهیم کرد.»

در سوی دیگر، دولت ترامپ هم‌زمان با بالا رفتن آمار جان‌باختگان، سناریوی موسوم به «حملات جراحی» را جدی‌تر بررسی می‌کند؛ راهبردی مبتنی بر ضربات دقیق و محدود به مراکز فرماندهی، زیرساخت‌های پهپادی و شبکه‌های ارتباطی نهادهای امنیتی. بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، پنتاگون طرحی با عنوان «خاموشی فرماندهی» آماده کرده که هدف آن فلج‌کردن شبکه‌های بی‌سیم و ارتباطی یگان‌های ویژه و نیروهای لباس‌شخصی در شهرهای بزرگ ایران است.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که به دلیل قطع گسترده اینترنت و خطوط تلفنی، دسترسی به اطلاعات مستقل بسیار محدود شده است. خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام رسمی ایرانی، کشته شدن بیش از دو هزار و ۶۰۰ نفر را تایید کرده، در حالی که نهادهای حقوق بشری و برخی رسانه‌های بین‌المللی از ارقامی بسیار بالاتر سخن می‌گویند. شبکه خبری سی‌بی‌اس آمریکا شمار جان‌باختگان را حدود ۱۲ هزار نفر برآورد کرده و از احتمال افزایش آن تا ۲۰ هزار نفر خبر داده است. رضا پهلوی نیز در گفت‌وگویی، آمار قربانیان را دست‌کم ۱۲ هزار نفر عنوان کرد، آماری که راستی‌آزمایی آن به‌دلیل محدودیت‌های ارتباطی با دشواری جدی روبه‌روست.

آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، یک معادله کلاسیک «جنگ یا مذاکره» نیست؛ بلکه سناریویی چندلایه است که در آن سرکوب داخلی، فشار خارجی و محاسبات ژئوپلیتیک به هم گره خورده‌اند. آمریکا می‌کوشد بدون ورود به یک جنگ تمام‌عیار، با فلج‌کردن ابزارهای سرکوب، موازنه قدرت داخلی در ایران را تغییر دهد. در مقابل، جمهوری اسلامی با تهدید گسترش بحران به کل منطقه تلاش می‌کند هزینه هرگونه اقدام را به‌شدت بالا ببرد.

در این میان، عامل تعیین‌کننده نه فقط تصمیم کاخ سفید، بلکه استمرار اعتراضات و واکنش خیابان‌های ایران است. هرچه سرکوب ادامه پیدا کند، احتمال عبور بحران از مرحله فشار سیاسی به فاز تقابل سخت نیز افزایش می‌یابد؛ مسیری که می‌تواند پیامدهای آن نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کل خاورمیانه تعیین‌کننده باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا