قطعِ اینترنت، اقتصاد فروپاشیده، ایران در مسیر خاموشی دیجیتال و خسارتهای میلیاردی

قطعی اینترنت، اقتصاد فروپاشیده در پی آن و گزارشهایی که از خاموشی دیجیتال طولانی و خسارتهای سنگین به اقتصاد و زندگی شهروندان خبر میدهند.
ادامه اختلال و قطع گسترده اینترنت جهانی در ایران، حالا به یکی از طولانیترین دورههای محدودسازی ارتباطات در سالهای اخیر تبدیل شده؛ وضعیتی که نهتنها زندگی روزمره شهروندان را مختل کرده، بلکه تبعات اقتصادی آن نیز بهطور فزایندهای نگرانکننده شده است.
بر اساس برآوردها، مدت قطعی یا اختلال جدی در دسترسی به اینترنت جهانی، به دهها روز رسیده و مجموع ساعات این محدودیت از مرز هزار ساعت عبور کرده است. در این مدت، دسترسی کاربران به اینترنت آزاد تنها از طریق ابزارهای دور زدن فیلترینگ و آن هم با هزینههای بالا و کیفیت محدود امکانپذیر بوده است.
در کنار پیامدهای اجتماعی و روانی، فعالان اقتصادی نسبت به خسارتهای سنگین این وضعیت هشدار میدهند. افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، اعلام کرده که هر روز قطعی اینترنت بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار زیان مستقیم به اقتصاد کشور وارد میکند و با احتساب اثرات غیرمستقیم، این رقم به حدود ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد.
او برای ملموستر شدن این خسارتها توضیح داد: «هزینه ساخت پل «B1» کرج حدود ۲۰ میلیون دلار و هزینه احداث هر مگاوات نیروگاه برق نیازمند حدود سه میلیون دلار بودجه است و در عمل، هر روز شاهد نابودی چندین پل بزرگ و نیروگاه هستیم؛ اما چون این تخریبها ملموس و قابل مشاهده نیست، حساسیت لازم نسبت به آن وجود ندارد.»
به گفته کارشناسان، این میزان خسارت میتواند با پیامدهای اقتصادی ناشی از بحرانهای بزرگ یا حتی درگیریهای نظامی مقایسه شود؛ موضوعی که نشاندهنده اهمیت زیرساخت اینترنت در اقتصاد مدرن است.
در سطح بینالمللی نیز گزارشهایی از نهادهایی مانند NetBlocks و Access Now نشان میدهد که قطع اینترنت در کشورهای مختلف، از جمله ایران، در سالهای اخیر به ابزاری برای کنترل ناآرامیها تبدیل شده و همزمان میلیاردها دلار خسارت به اقتصادها وارد کرده است. این گزارشها تاکید دارند که اقتصاد دیجیتال، کسبوکارهای آنلاین و حتی خدمات پایه شهری بهشدت به دسترسی پایدار به اینترنت وابسته شدهاند.
در ایران، با وجود گذشت هفتهها از این محدودیتها، هنوز چشمانداز روشنی برای بازگشت اینترنت آزاد ارائه نشده است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در واکنش به این وضعیت گفته: «باز شدن اینترنت موضوعی نیست که دست ما باشد و به محض اینکه خبر رسمی از مبادی رسمی دریافت کنیم،حتما اعلام خواهیم کرد.»
در همین حال، بحثهایی درباره دسترسی نابرابر به اینترنت نیز شدت گرفته است. گزارشهایی از ارائه خدمات خاص اینترنتی به گروههای مشخص، از جمله فعالان اقتصادی و برخی کاربران خاص منتشر شده، هرچند مقامات رسمی این موضوع را رد کردهاند. «ستار هاشمی» وزیر ارتباطات، با رد این ادعاها گفته است که دسترسی عادلانه به اینترنت حق همه مردم است، اما جزئیاتی درباره زمان رفع محدودیتها ارائه نکرده است.
در مقابل، برخی مسئولان دیگر عملا از ایجاد دسترسیهای محدود برای گروههای خاص خبر دادهاند. «محسن پاشا» معاون مرکز ملی فضای مجازی نیز اعلام کرد: «فهرست کسبوکارها از پنج نهاد و تشکل اصلی شامل سازمان نصر و اتاق بازرگانی دریافت شده و فرآیند اتصال آنها در دست پیگیری است. رایزنیها برای بازگشایی آیپیهای مربوط به نیازمندیهای ضروری عمومی در حال انجام است.»
همزمان، فعالان حوزه دیجیتال نسبت به تغییر ماهیت اینترنت در ایران هشدار میدهند. «حامد بیدی» کنشگر دسترسی آزاد به اینترنت، در این باره گفت: «آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه قطع مقطعی اینترنت، بلکه جایگزینی کامل آن با شبکه ملی اطلاعات و تبدیل اینترنت آزاد به یک سرویس جانبی و استثنایی است.»
او همچنین تاکید کرد: «ما امروز دیگر چیزی به اسم اینترنت نداریم. آن چیزی که ما الان داریم، یک شبکه ملی اطلاعات است که خدمات داخلی روی آن در دسترس است و گاهی اوقات، بنا به تشخیص مسئولان، بخشی از اینترنت بهصورت فیلترشده در اختیار مردم قرار میگیرد.»
به گفته این فعال حوزه دیجیتال، گسترش اینترنت طبقاتی و افزایش قیمت ابزارهای دور زدن فیلترینگ، شکاف دیجیتال را عمیقتر کرده است. او درباره طرحهای جدید نیز توضیح داده: «اینترنت «پِرو» در ادامه همان مسیر محدودسازی است. برای دریافت آن ابتدا باید احراز صلاحیت شد. مردم عادی عملا امکان دسترسی به اینترنت پرو را ندارند.»
بیدی با هشدار نسبت به آینده این روند افزوده است: «حتی اگر جنگ تمام شود و اینترنت در روزهای آینده وصل شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که در هفتههای بعد دوباره قطع نشود یا با اختلال، کاهش سرعت یا محدودیت مواجه نشود. بنابراین اساسا ما دیگر اینترنت را به شکل سابق نخواهیم داشت.»
او در پایان، تصویری نگرانکننده از آینده ارائه میدهد: «مسئله فقط ضرر نیست؛ نابودی کل اکوسیستم است. دیگر هیچ سرمایهگذاری تمایلی به ورود به این حوزه ندارد و هیچ جوانی چشمانداز مثبتی نمیبیند. جامعه بهواسطه از دست دادن حق آزادی بیان، در حال بازگشت به دوران پیش از اینترنت است و حتی بدتر از آن، این محدودیتها به فضاهای داخلی نیز سرایت کرده است. بزرگی این فاجعه به حدی است که تمرکز صرف بر خسارت اقتصادی، نادیده گرفتن ابعاد گستردهتر آن است.»
در مجموع، تداوم این وضعیت نهتنها اقتصاد دیجیتال ایران را در معرض فروپاشی قرار داده، بلکه آینده توسعه فناوری، اشتغال و حتی ارتباطات اجتماعی در کشور را با ابهام جدی روبهرو کرده است.




